ارائهی پاورپوینت پرسش از امام در قيامت – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل پاورپوینت پرسش از امام در قيامت شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل پاورپوینت پرسش از امام در قيامت:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل پاورپوینت پرسش از امام در قيامت به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای پاورپوینت پرسش از امام در قيامت به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای پاورپوینت پرسش از امام در قيامت با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل پاورپوینت پرسش از امام در قيامت با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی پاورپوینت پرسش از امام در قيامت با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل پاورپوینت پرسش از امام در قيامت را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن پاورپوینت پرسش از امام در قيامت :
سؤال از امامت در قیامت
بر اساس آیات قرآن کریم و روایات صحیحی که در منابع فریقین (شیعه و اهل سنت) وارد شده، سؤال از اصول عقائد در قبر و قیامت یکی از مسائل مسلم است که فرشتگان مقرب الهی که به آنها «نکیر و منکر» گفته میشود، از میت سؤال خواهند کرد. «امامت» نیز از نگاه علمای شیعه و اهل سنت یکی از اصول اصلی عقاید است که مورد سؤال واقع میگردد.
فهرست مندرجات
1 – سؤال از امامت در قرآن
1.1 – آیه ندعوا کل اناس بامامهم
1.1.1 – پیشوا و امام قوم
1.1.2 – امام هر شخص
1.1.3 – سوال از مذهب
1.1.4 – امام زمان و سنت و کتاب
1.1.5 – سؤال از ولایت امام علی
1.2 – آیه وقفوهم انهم مسؤلون
1.2.1 – آلوسی
1.2.2 – ابوالحسن واحدی
1.2.3 – عزالدین سلمی
1.2.4 – شجری جرجانی
1.2.5 – ابن حجر هیثمی
1.3 – آیه و سوف تسالون
1.4 – آیه لتسالن یومئذ عن النعیم
1.4.1 – حاکم حسکانی
1.4.2 – قندوزی حنفی
1.5 – نتیجهگیری
2 – سؤال از امامت در روایات عامه
2.1 – روایت اول
2.1.1 – سند اول روایت
2.1.1.1 – حسکانی نیشابوری
2.1.1.2 – ابوعبدالرحمان السلمی
2.1.1.3 – محمد بن محمد بن یعقوب
2.1.1.4 – حسین بن محمد بن عفیر
2.1.1.5 – احمد بن الفرات
2.1.1.6 – عبدالحمید بن عبدالرحمن حمانی
2.1.1.7 – قیس بن حفص الدارمی
2.1.1.8 – عطیه بن سعد بن جناده
2.1.1.9 – ابوسعید خدری
2.1.2 – سند دوم روایت
2.1.3 – سند سوم روایت
2.2 – روایت دوم
2.3 – روایت سوم
2.4 – روایت چهارم
2.5 – روایت پنجم
3 – سوال از امامت در روایات شیعه
3.1 – روایت امام باقر
3.1.1 – بررسی سند روایت
3.2 – روایت امام علی
3.3 – روایت امام صادق
3.4 – روایت امام رضا
4 – سخن پایانی
5 – پانویس
6 – منبع
سؤال از امامت در قرآن
در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که از انسان در عالم قیامت از پاره اعتقادات سؤال میشود. یکی از مواد مورد سؤال، پرسش از مقام «امامت» است. در منابع اهل سنت روایات متعددی، در ذیل این آیات آمده است که در قیامت از ولایت امیرمؤمنان و ائمه طاهرین (علیهمالسّلام) و نیز از خلفای اهل سنت سؤال میشود.
آیه ندعوا کل اناس بامامهم
نخستین آیهای که به صراحت سؤال از امامت را در قیامت مطرح میکند، آیه ذیل است: “یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِمْ…؛
[1] اسراء/سوره17، آیه71.
(به یاد آورید) روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان میخوانیم! “. در تفسیر واژه «امام» که در این آیه آمده، علمای اهل سنت اقوالی را ذکر کردهاند.
پیشوا و امام قوم
فخررازی از مفسران بزرگ اهل سنت نیز در ذیل آیه مینویسد: “المساله الثالثه: قوله: (بِاِمَامِهِم) الامام فی اللغه کل من ائتم به قوم کانوا علی هدی او ضلاله فالنبی امام امته، والخلیفه امام رعیته؛ مساله سوم: امام در لغت به معنای هرچیزی است که یک گروهی به او اقتداء کرده باشند، چه این که آنها بر حق باشند و گمراه؛ پس پیامبر امام امت خودش است و خلیفه نیز امام پیروانش میباشد”.
[2] فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب تفسیر الکبیر، ج21، ص376.
شنقیطی نیز در تفسیرش بعد از نقل اقوالی که در آیه ذکر شده، میگوید: قول مورد اختیار و پسند من این است که مراد از «امامهم»، پیشوایان هر قومی است که در دنیا به آنها اقتدا کردهاند: “وقال بعض اهل العلم: «یَوْمَ نَدْعُواْ کُلَّ اُنَاسٍ بِاِمَامِهِمْ»
[3] اسراء/سوره17، آیه71.
ای ندعو کل قوم بمن یاتمون به. فاهل الایمان ائمتهم الانبیاء صلوات الله وسلامه علیهم. واهل الکفر ائمتهم سادتهم وکبراؤهم من رؤساء الکفره. کما قال تعالی: «وَجَعَلْنَاهُمْ اَئِمَّهً یَدْعُونَ اِلَی النَّارِ».
[4] قصص/سوره28، آیه41.
وهذا الاخیر اظهر الاقوال عندی. والعلم عند الله تعالی”.
[5] شنقیطی، محمدالامین، اضواء البیان فی ایضاح القرآن بالقرآن، ج3، ص176.
امام هر شخص
طبری در ذیل آیه «یوم ندعوا کل اناس بامامهم»
[6] اسراء/سوره17، آیه71.
وقتی اقول را را مطرح میکند، میگوید: بهترین قول این است که مراد از امامهم، امام هر شخص است؛ چرا که در استعمال «امام» در مقتدا و پیشوا، مشهورتر از معانی دیگر است: “واولی هذه الاقوال عندنا بالصواب قول من قال معنی ذلک یوم ندعو کل اناس بامامهم الذی کانوا یقتدون به و یاتمون به فی الدنیا لان الاغلب من استعمال العرب الامام فیما ائتم و اقتدی به و توجیه معانی کلام الله الی الاشهر اولی ما لم تثبت حجه بخلافه یجب التسلیم لها”.
[7] طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تاویل آی القرآن، ج17، ص503.
در روایت دیگر که از امیرمؤمنان (علیهالسّلام) در منابع اهل سنت وارد شده، مراد از «امام»، امام زمان هر شخص است که در دوران زندگی، از او پیروی کرده است. روایت امیر مؤمنان (علیهالسّلام) را شوکانی، قرطبی و برخی دیگر این گونه نقل کردهاند: “وقال علی بن ابی طالب رضی الله عنه المراد بالامام امام عصره فیدعی اهل کل عصر بامامهم الذی کانوا یاتمرون بامره وینتهون بنهیه؛ علی بن ابیطالب (علیهالسّلام) فرموده است: مراز از «امام»، امام زمان است، که اهل هر عصر و زمان، با امام زمانشان که به دستورش پیروی و از نواهیش پرهیز کرده، فراخوانده میشوند”.
[8] شوکانی، محمد بن علی، فتح القدیر، ج3، ص292.
[9] قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج10، ص297.
ابوصالح و سعید بن جبیر از ابن عباس نقل کردهاند که اولا: مراد از امام، همان پیشوایان است و ثانیا: شامل مطلق امام (امام هدایت و امام ضلالت) میشود: “وفی المراد بامامهم اربعه اقوال: احدها انه رئیسهم قاله ابو صالح عن بن عباس و روی عنه سعید بن جبیر انه قال امام هدی او امام ضلاله؛ در این که مقصود از «امامهم» در این آیه چیست، چهار قول است. یکی از اقوال این است که مراد پیشوایان هر شخص است. این سخن را ابوصالح از ابن عباس روایت کرده و سعید بن جبیر نز از ابن عباس نقل کرده است که مراد، پیشوایان هدایت و یا پیشوایان گمراهی است”.
[10] ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج3، ص40.
بغوی نیز قول ابن عباس را نقل کرده است: “وعن سعید بن جبیر عن ابن عباس رضی الله عنهمابامام زمانهم الذی دعاهم فی الدنیا الی ضلاله او هدی قال الله تعالی «وجعلناهم ائمه یهدون بامرنا»
[11] انبیا/سوره21، آیه73.
وقال «وجعلناهم ائمه یدعون الی النار»
[12] قصص/سوره28، آیه41.
“.
[13] بغوی، حسین بن مسعود، تفسیر البغوی، ج3 ص145.
سوال از مذهب
ابوالوفاء طاهر بن حسین معروف به ابنالقواس بغدادی، از فقهای به نام حنبلی در بغداد بوده است. ابن عقیل نقل میکند شخص به نام «ابن زوزنی» از دنیا رفت و علمای شافعی نیز در تشییع جنازه او شرکت کردند. هلال حفار از اساتید ابوالوفاء میخواست او را تلقین کند، ابوالوفاء به او گفت: من او را تلقین میکنم چرا که او بر مذهب ما بود. ابوالوفاء در تلقینش گفت: وقتی فرشتگان منکیر و نکیر آمدند و از تو سؤال کردند، در جواب بگو: اسلام دین من است، نه اشعریام نه معتزلی، بلکه حنبلی سنی هستم.
این داستان را ابن رجب حنبلی و ابن مفلح در کتابهایشان آوردهاند:
“وقال ابن عقیل: کان حسن الفتوی، متوسطًا فی المناظره فی مسائل الخلاف امامًا فی الاقراء، زاهدًا شجاعًا مقدامًا، ملازمًا لمسجده، یهابه المخالفون، حتی انه لما توفی ابن الزوزنی، وحضره اصحاب الشافعی -علی طبقاتهم وجموعهم- فی فوره ایام القشیری وقوتهم بنظام الملک حضر، فلما بلغ الامر الی تلقین الحفار قال له: تنحّ حتی القنه انا، فهذا کان علی مذهبنا، ثم قال: یا عبدالله وابن امته، اذا نزل علیک ملکان فظّان غلیظان، فلا تجزع ولا تُرَعْ، فاذا سالاک فقل: رضیتُ بالله رباً، وبالاسلام دیناً لا اشعری ولا معتزلی بل حَنبلی سُنِّی”.
“ابن عقیل میگوید: ابو الوفاء نیکو فتوا… بود. هنگامی که ابن زوزنی وفات یافت و پیروان شافعی با تمام طبقاتشان جمع شدند… وقتی قرار شد حفار او را تلقین کند، ابوالوفاء به او گفت: شما دور شوید تا من او را تلقین کنم؛ چرا که او بر مذهب ما بود. سپس گفت: ای بنده خدا! زمانی که دو فرشته خشمناک و سختگیر بر تو وارد شدند، از آنها نترس. وقتی از تو سؤال کردند، بگو: راضی هستم که خداوند پروردگار من است و اسلام دین من است، نه اشعری هستم و نه معتزلی بلکه حنبلی سنی هستم”.
[14] ابن رجب حنبلی، عبدالرحمن، ذیل طبقات الحنابله، ج1، ص87.
[15] ابن مفلح، ابراهیم بن محمد، المقصد الارشد فی ذکر اصحاب الامام احمد، ج1، ص458.
طبق این روایت، به عقیده ابوالوفاء حنبلی، سؤال از مذهب قطعی است؛ از این جهت استادش را هنگام تلقین کنار زد و خود شخصا هم مذهبش را تلقین کرد.
امام زمان و سنت و کتاب
طبق روایت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) که آن را جمعی از علمای اهل سنت نقل کرده، مراد از «امامهم» امام زمان، کتاب خداوند و سنت پیامبر، هر فرد است.
قرطبی از مفسران به نام اهل سنت روایت را این گونه آورده است: “وروی عن النبیفی قوله: یوم ندعوا کل اناس بامامهم
[16] اسراء/سوره17، آیه71.
فقال: کل یدعی بامام زمانهم وکتاب ربهم وسنه نبیهم فیقولهاتوا متبعی ابراهیمهاتوا متبعی موسیهاتوا متبعی عیسیهاتوا متبعی محمد علیهم افضل الصلوات والسلام فیقوم اهل الحق فیاخذون کتابهم بایمانهم ویقولهاتوا متبعی الشیطانهاتوا متبعی رؤساء الضلاله امام هدی وامام ضلاله…”
“از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در باره آیه «یوم ندعوا…» روایت شده است که فرمود: هر شخصی همراه امام زمان، کتاب پروردگار و سنت پیامبرش فراخوانده میشود، پس گفته میشود: پیروانان ابراهیم، موسی، عیسی و محمد را (که بهترین درود و سلام بر او باد)، بیاورید، در این زمان اهل حق میایستند، کتابهایشان را در دست راست شان میگیرند و گفته میشود که پیروانان شیطان و پیشوایان گمراه را نیز بیاورید… “.
[17] قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج10، ص297.
آلوسی یکی دیگر از مفسران اهل سنت این رویت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را از طریق امیرمؤمنان (علیهالسّلام) نقل کرده است: “واخرج ابن مردویه عن علی کرم الله تعالی وجهه قال: قال رسول الله فی الآیه: یدعی کل قوم بامام زمانهم وکتاب ربهم وسنه نبیهم”.
[18] آلوسی، شهابالدین، روح المعانی، ج15، ص121.
ابوجعفر نحاس که از بزرگترین لغتشناسان اهل سنت است در ذیل این آیه میگوید در این زمینه چند قول وجود دارد، نبی، کتاب، امام هدایت و امام ضلالت و سپس میگوید: تمام این اقوال صحیح است و مردم از همه این مسائل مورد سؤال قرار میگیرند: ” «یوم ندعو کل اناس بامامهم»
[19] اسراء/سوره17، آیه71.
وقد ذکرنا عن ابن عباس انه قال: بامامهم بنبیهم، وروی عنه امام هدی وامام ضلاله، وقال ابو صالح وابو العالیه بامامهم باعمالهم، وقال مجاهد بکتابهم. قال ابوجعفر: وهذه الاقوال متفقه والناس یدعون بهذا کله؛ تمامی این اقوال مورد قبول است و مردم از همه این مسائل مورد سؤال قرار میگیرند”.
[20] ابوجعفر نحاس، احمد بن محمد، اعراب القرآن، ج2، ص279.
سؤال از ولایت امام علی
برخی از علمای اهل سنت این آیه را به سؤال از ولایت علی تفسیر کردهاند:
1. عبدالعزیز سلمی (متوفای660هـ): امام عزالدین سلمی از مفسران شافعی نیز این آیه را به سؤال از ولایت علی تفسیر کرده است: “4 – «مسؤولون» عن قول لا اله الا الله، او عما دعوا الیه من بدعه ماثور او عن جلسائهم، او عن ولایه علی، … “.
[21] عزالدین سلمی، عبدالعزیز بن عبدالسلام، تفسیر القرآن، ج3، ص52.
2. قرطبی (متوفای 671 هـ): او مینویسد: “وقیل: بمذاهبهم فیدعون بمن کانوا یاتمون به فی الدنیا: یا حنفی یا شافعی یا معتزلی یا قدری ونحوه فیتبعونه فی خیر او شر او علی حق او باطل وهذا معنی قول ابی عبیده؛ گفته شده: مردم به مذهبهایشان فراخوانده میشوند، پس خوانده میشوند به کسانی که در این دنیا به آنها اقتدا کردهاند. گفته میشود: ای حنفی، ای معتزلی، … که آنها را در خیر و شر یا حق و باطل از آنها پیروی کردهاند. این معنا قول ابوعبیده است”.
[22] قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج10، ص297.
3. ابوالبرکات نسفی (متوفای710هـ): نسفی یکی دیگر از مفسران اهل سنت نیز ذیل این آیه مینویسد: ” «کل اناس بامامهم»
[23] اسراء/سوره17، آیه71.
الباء للحال والتقدیر مختلطین بامامهمای بمن ائتموا به من نبی او مقدم فی الدین او کتاب او دین فیقال یا اتباع فلان؛ باء در این آیه، برای حال است و تقدیر آیه این است که: هر انسان در حالی که مختلط با امامشان است یعنی به آنها اقتداء کردهاند، همانند پیامبر، یا کسی که در راس دین قرار گرفته، (پیشوای دینی) یا به کتاب و دینی اقتدا کرده است، فراخوانده میشود؛ پس گفته میشود کهای پیروان فلان”.
[24] ابوالبرکات نسفی، عبدالله بن احمد، تفسیر النسفی، ج2، ص295.
از آنچه گفته شد این نتیجه به دست میآید که بر اساس این آیه، مسلما یکی از سؤالات در عالم قیامت از میت، در باره امام هر شخص است.
آیه وقفوهم انهم مسؤلون
دومین آیهای که بحث سؤال از امامت را در قیامت مطرح میکند، آیه ذیل است: “وَ قِفُوهُمْ اِنَّهُمْ مَسْؤُلُون؛
[25] صافات/سوره37، آیه24.
آنها را نگهدارید که باید بازپرسی شوند! “. علماء و مفسران اهل سنت در ذیل آیه آوردهاند که در قیامت، بندگان روی پل صراط در جایگاه مختلف متوقف میشوند و در باره اعمال، عقاید و مسائل ضروری، از آنان سؤال میشود که از جمله مهمترین عقائد، ولایت علی (علیهالسّلام) است.
آلوسی
شهابالدین محمود آلوسی از علمای بزرگ اهل سنت بعد از نقل روایاتی که از طریق ابن عباس و ابوسعید خدری ذیل آیه «وقفوهم مسؤلون»
[26] صافات/سوره37، آیه24.
آمده، تصریح میکند که برترین اقول این است که از عقاید انسان در قیامت سؤال میشود و از مهمترین عقاید ولایت علی و خلفاء است که مورد سؤال قرار میگیرد:
“واولی هذه الاقوال ان السؤال عن العقائد و الاعمال و راس ذلک لا اله الا الله و من اجله ولایه علی کرم الله تعالی وجهه وکذا ولایه اخوانه الخلفاء الراشدین رضی الله تعالی عنهم اجمعین؛ بهترین اقوال این است که از میت در باره عقاید و اعمال سؤال میشود و در راس آنها شهادت به وحدانیت خداوند است و از مهمترین آنها ولایت علی (کرماللهوجهه) و نیز ولایت دو برادرش خلفای راشدین است”.
[27] آلوسی، شهابالدین، روح المعانی، ج23، ص80.
ابوالحسن واحدی
زرندی حنفی در دو کتابش سخن از ابوالحسن واحدی را نقل کرده است که در ذیل این آیه میگوید: “قال الامام ابوالحسن الواحدی (رح): هذه الولایه التی اثبتها النبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) لعلی (رض) مسؤول عنها یوم القیامه. وروی فی قوله تعالی (وقفوهم انهم مسؤولون)،
[28] صافات/سوره37، آیه24.
ای عن ولایه علی (رضی الله عنه) و اهل البیت، لان الله امر نبیه (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بان یعرف الخلق انه لا یسالهم علی تبلیغ الرساله اجرا الا الموده فی القربی. والمعنی: انهم یسالون هل والوهم حق الموالاه کما اوصاهم النبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم). ام اضاعوها واهملوها فیکون علیهم المطالبه (والتبعه)”.
“امام ابوالحسن واحدی گفته است: این ولایتی را که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) برای علی (علیهالسّلام) ثابت کرده است، در روز قیامت از آن سؤال میشود. درباره قول خداوند متعال (وقفوهم انهم مسؤولون)،
[29] صافات/سوره37، آیه24.
روایت شده است که از ولایت علی و اهل بیت سؤال میشود؛ زیرا که خداوند به پیامبرش دستور داده است که به مخلوقات بگوید: پیامبر در مقابل رسالت مزدی جز محبت ذوی القربی را نمیخواهد. معنای آیه این است که بندگان مورد سؤال واقع میشوند که آیا بهاندازهای که حقشان بود دوست داشتید؛ آنگونه که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) درباره آنان وصیت کرده است، یا این که آنها را ضایع کردی و کنار گذاشتید، پس بر آنها است که این حقشان را مطالبه کنند”.
[30] زرندی، محمد بن یوسف، نظم درر السمطین، ص109.
[31] زرندی، محمد بن یوسف، معارج الوصول، ص35.
عزالدین سلمی
امام عزالدین سلمی از مفسران شافعی نیز این آیه را به سؤال از ولایت علی تفسیر کرده است: “4 (مسؤولون) عن قول لا اله الا الله، او عما دعوا الیه من بدعه ماثور او عن جلسائهم، او عن ولایه علی…؛ مسؤولون یعنی از شهادت به وحدانیت خداوند یا از آن چیزی که او مردم را به سوی آن فراخوانده مانند بدعت آشکار و جا افتاده، یا از همنشینان و یا از ولایت علی، سؤال میشود”.
[32] عزالدین سلمی، عبدالعزیز بن عبدالسلام، تفسیر القرآن، ج3، ص52.
بنابراین، سؤال از ولایت علی نیز نزد علمای اهل سنت یک مطلب ثابت شده است و روایاتی نیز در منابع شیعه و اهل سنت در این باره وارد شده است.
شجری جرجانی
جرجانی نیز از ابن عباس نقل میکند که مراد از این آیه، سؤال از ولایت علی بن ابیطالب (علیهالسّلام) است:
“وبه قال اخبرنا ابوالحسن احمد بن محمد بن احمد العتیقی بقراءتی علیه، قال اخبرنا ابوعمر عثمان بن محمد ن احمد المخرمی، قال اخبرنا ابوالحسین علی بن عبدالرحمن بن عیسی بن ماتی الکاتب، قال حدثنا الحسین بن الحکم الجبری، قال حدثنا حسین بن نصر بن مزاحم، قال حدثنا القاسم بن عبدالغفار العجلی، عن الاحوص عن مغیره عن الشعبی عن ابن عباس فی قوله (عزّوجلّ): و قفوهم انهم مسؤولون
[33] صافات/سوره37، آیه24.
عن ولایه علی بن ابیطالب (علیهالسلام)”.
“از ابن عباس روایت شده است که در ذیل آیه «وقفوهم انهم مسؤولون»
[34] صافات/سوره37، آیه24.
گفته است: مقصود از ولایت علی بن ابیطالب (علیهالسلام) است”.
[35] جرجانی، یحیی بن حسین، کتاب الامالی وهی المعروفه بالامالی الخمیسیه، ج1، ص189.
ابن حجر هیثمی
ابن حجر نیز روایت ابوسعید خدری را در مقصود از این آیه نقل کرده است:
“الآیه الرابعه قوله تعالی «وقفوهم انهم مسؤولون»
[36] صافات/سوره37، آیه24.
اخرج الدیلمی عن ابی سعید الخدری ان النبی صلی الله علیه وسلم قال «وقفوهم انهم مسؤولون» عن ولایه علی وکان هذا هو مراد الواحدی بقوله روی فی قوله تعالی «وقفوهم انهم مسؤولون» ای عن ولایه علی واهل البیت لان الله امر نبیه صلی الله علیه وسلم ان یعرف الخلق انه لا یسالهم علی تبلیغ الرساله اجرا الا الموده فی القربی والمعنی انهم یسالون هل والوهم حق الموالاه کما اوصاهم النبی صلی الله علیه وسلمام اضاعوها واهملوها فتکون علیهم المطالبه والتبعه انتهی و اشار بقوله کما اوصاهم النبی صلی الله علیه وسلم الی الاحادیث الوارده فی ذلک وهی کثیره”.
“آیه چهارم در مورد کلام خداوند «وقفوهم انهم مسؤولون»
[37] صافات/سوره37، آیه24.
دیلمی از ابوسعید خدری از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) روایت کرده است که گفت «وقفوهم انهم مسؤولون» از ولایت علی (علیهالسلام) و ظاهرا همین آیه مراد واحدی است که گفته است در ذیل آیه «وقفوهم انهم مسؤولون» گفته است از ولایت علی و اهل بیت، زیرا خداوند به پیامبرش (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) دستور داده است که به مردم بفهماند که از آنها در تبلیغ رسالت جز مودت ذی القربی و بستگانش سؤال نمیکند؛ و معنی این است که آیا موالاتی را که شایسته اهل بیت است همانطور که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) دستور داده است، انجام دادهاند یا آن را ضایع کرده و ترک کردند و خداوند آنها را مطالبه و عقاب خواهد نمود و با کلام خود که گفت «همانطور که پیامبر وصیت به این امر کرده است» به روایاتی که در این زمینه وارد شده است؛ و این روایات بسیار زیاد است”.
[38] ابن حجر هیثمی، احمد بن محمد، الصواعق المحرقه، ج2، ص437.
بنابراین طبق این روایات که علمای اهل سنت نقل کردهاند، آیه فوق نیز بر سؤال از ولایت امیرمؤمنان (علیهالسّلام) دلالت دارد.
آیه و سوف تسالون
سومین آیه در بحث سؤال از ولایت علی (علیهالسّلام) در قیامت، این آیه است: “وَ اِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُون؛
[39] زخرف/سوره43، آیه44.
و این مایه یادآوری (و عظمت) تو و قوم تو است و بزودی سؤال خواهید شد”. ذیل این آیه در منابع شیعه روایاتی آمده است که این مطلب را ثابت میکند.
شیخ طوسی (رحمهاللهعلیه) در یک روایت طولانی از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل کرده است که آن حضرت بعد از قرائت آیه فوق فرموده: از محبت علی (علیهالسّلام) سؤال میشود:
“760/ 11 – وبهذا الاسناد، عن محمد بن علی علیه السلام، عن جابر بن عبدالله الانصاری، قال. انی لادناهم من رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فی حجه الوداع بمنی، فقال: لاعرفنکم ترجعون بعدی کفارا یضرب بعضکم رقاب بعض، وایم الله لئن فعلتموها لتعرفنی فی الکتیبه التی تضاربکم، ثم التفت الی خلفه فقال: او علی او علی، ثلاثا، فراینا ان جبرئیل علیه السلام غمزه وانزل الله عز وجل: «فاما نذهبن بک فانا منهم منتقمون» بعلی «او نرینک الذی وعدناهم فانا علیهم مقتدرون» ثم نزلت: «قل رب اما ترینی ما یوعدون• رب فلا تجعلنی فی القوم الظالمین• وانا علی ان نریک ما نعدهم لقادرون• ادفع بالتی هی احسن» ثم نزلت: «فاستمسک بالذی اوحی الیک» من امر علی بن ابی طالب «انک علی صراط مستقیم» وان علیا لعلم للساعه و «لک ولقومک وسوف تسالون» عن محبه علی بن ابی طالب”.
“جابر بن عبداللَّه انصاری میگوید: در منا در حجه الوداع نزدیکترین شخص به پیامبر بودم که فرمود: شما را چنین نیابم که پس از من رجوع کرده و کافر شدهاید، بعضی از شما گردن بعضی دیگر را میزند و به خدا سوگند که اگر چنین کنید، مرا در لشکری خواهید دید که با شما میجنگد، سپس به پشت سر خود برگشت و گفت: یا علی را یا علی را (سه مرتبه) دیدیم که جبرئیل به او اشاره کرد و به دنبال آن خداوند چنین نازل کرد: «فَاِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَاِنَّا (مِنْهُمْ) مُنْتَقِمُونَ»
[40] زخرف/سوره43، آیه41.
یعنی به وسیله علیّ بن ابیطالب (علیهالسّلام) «فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی اُوحِیَ اِلَیْکَ»
[41] زخرف/سوره43، آیه43.
یعنی در باره علی «اِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»
[42] زخرف/سوره43، آیه43.
و علی پرچمی بر قیامت «لک ولقومک وسوف تسالون»
[43] زخرف/سوره43، آیه44.
و ذکری برای تو و قوم توست و بزودی از محبت علی پرسیده میشوید”.
[44] طوسی، محمد بن حسن، الامالی، ص363.
منظور شیخ طوسی که فرموده «و بهذا الاسناد»، این سند است که قبل از این روایت بیان شده است: “50/ 1 – اخبرنا ابوالفتح هلال بن محمد بن جعفر الحفار، قال: اخبرنا ابوالقاسم اسماعیل بن علی بن علی الدعبلی، قال: حدثنی ابیابوالحسن علی بن علی ابن رزین بن عثمان بن عبد الرحمن بن عبدالله بن بدیل بن ورقاء اخو دعبل بن علی الخزاعی (رضی الله عنه) ببغداد سنه اثنتین وسبعین ومائتین، قال: حدثنا سیدی ابو الحسن علی بن موسی الرضا بطوس سنه ثمان وتسعین ومائه، وفیها رحلنا الیه علی طریق البصره، وصادفنا عبد الرحمن بن مهدی علیلا، فاقمنا علیه ایاما، ومات عبد الرحمن بن مهدی وحضرنا جنازته، وصلی علیه اسماعیل بن جعفر، ورحلنا الی سیدی انا واخی دعبل، فاقمنا عنده الی آخر سنه مائتین، وخرجنا الی قم. قال: حدثنی ابی موسی بن جعفر، قال: حدثنا ابی جعفر بن محمد، قال: حدثنا ابی محمد بن علی، عن ابیه علی بن الحسین، عن ابیه الحسین بن علی (علیهالسّلام)، عن النزال بن سبره، عن علی بن ابی طالب (علیهالسّلام) انه قال: من اکل احدی وعشرین زبیبه حمراء، لم یر فی جسده شیئا یکرهه”.
[45] طوسی، محمد بن حسن، الامالی، ص361.
روایت جابر بن عبدالله انصاری در کتابهای ذیل نیز نقل شده است:
1. الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف؛
[46] ابن طاووس، علی بن موسی، الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، ص143.
2. الاربعون حدیثا فی اثبات امامه امیرالمؤمنین (علیهالسلام)؛
[47] ماحوزی بحرانی، سلیمان بن عبدالله، الاربعون حدیثا فی اثبات امامه امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، ص143.
3. شواهد التنزیل؛
[48] حاکم حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل، ج2، ص216.
سید شرفالدین حسین استرآبادی در کتاب «تاویل الایات» تفسیر این آیه را از قول امام صادق (علیهالسّلام) بیان کرده است:
“وروی عن محمد بن خالد البرقی عن الحسین بن سیف، عن ابیه عن ابنی القاسم، عن عبدالله، عن ابی عبدالله (علیهالسّلام) فی قوله (عزّوجلّ) (وانه لذکر لک ولقومک وسوف تسئلون)
[49] زخرف/سوره43، آیه41.
قال: قوله (ولقومک) یعنی علیا امیرالمؤمنین علیه السلام، “و سوف تسئلون ” عن ولایته”.
[50] حسینی استرآبادی، سیدشرفالدین، تاویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، ج2 ص562.
حافظ رجب برسی، فصلی را تحت عنوان «فصل السؤال عن علی فی القبر» باز کرده و مینویسد: “ثم اخبر نبیه ان حب علی هو المسؤول عنه فی القبر فقال: «وانه لذکر لک ولقومک وسوف تسالون»
[51] زخرف/سوره43، آیه41.
یعنی یوم القیامه و فی القبر؛ سپس خداوند به پیامبرش خبر داده است که از حب علی در قبر سؤال میشود و فرموده است: (وانه لذکر لک ولقومک وسوف تسالون)؛ یعنی از حب علی در قیامت و قبر سؤال میشود”.
[52] البرسی، حافظ رجب، مشارق انوار الیقین فی اسرار امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، ص187.
آیه لتسالن یومئذ عن النعیم
آیه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیم؛
[53] تکاثر/سوره102، آیه8.
سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهایی که داشتهاید بازپرسی خواهید شد! » نیز از آیاتی است که در تفاسیر اهل سنت، مقصود از آن ولایت و امامت اهل بیت (علیهمالسّلام) و محبت به آنها بیان شده است. روایاتی که ذیل آن بیان شده است، این مطلب را ثابت میکند:
حاکم حسکانی
حسکانی حنفی در کتاب «شواهد التنزیل» خود مینویسد: “ومن سوره التکاثر ایضا نزل فیها قوله جل ذکره: «ثم لتسالن یومئذ عن النعیم»؛ و از سوره تکاثر آیه «ثم لتسالن یومئذ عن النعیم»
[54] تکاثر/سوره102، آیه8.
در مورد ولایت حضرت علی نازل شده است. آنگاه سه روایت را نقل کرده است که ائمه طاهرین (علیهمالسّلام) فرمودهاند، مراد از «نعیم» که در قیامت بندگان از آن مورد سؤال واقع میشوند، ما هستیم:
• “1150 – حدثونا عن ابی بکر السبیعی حدثنا علی بن العباس المقانعی حدثنا جعفر بن محمد بن الحسین حدثنا حسن بن حسین حدثنا ابو حفص الصائغ عمر بن راشد عن جعفر بن محمد فی قوله تعالی: «لتسالن یومئذ عن النعیم» قال: نحن النعیم…؛ از جعفر بن محمد در آیه «لتسالن یومئذ عن النعیم»
[55] تکاثر/سوره102، آیه8.
روایت شده است که گفت ما نعیم هستیم”.
[56] حاکم حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل، ج2، ص476.
• “1151 – فرات قال: حدثنی علی بن العباس حدثنا الحسن بن محمد المزنی حدثنا الحسن بن الحسین، عن ابی حفص قال: سمعت جعفر. به سواء؛ از ابوحفص از جعفر بن محمد شبیه همین روایت شده است”.
[57] حاکم حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل،، ج2، ص476.
• “در روایت دیگر تصریح شده است که مراد از «نعیم» ولایت اهل بیت (علیهمالسّلام) است: “1152 – وایضا قال فرات: حدثنی علی بن محمد بن مخلد الجعفی، حدثنا ابراهیم بن سلیمان حدثنا عبید بن عبد الرحمان التیمی حدثنا ابو حفص الصائغ قال: قال عبدالله بن الحسن فی قوله تعالی «ثم لتسالن یومئذ عن النعیم»
[58] تکاثر/سوره102، آیه8.
قال: یعنی عن ولایتنا والله یا ابا حفص؛ از عبدالله بن حسن نیز در ذیل آیه «لتسالن یومئذ عن النعیم» روایت شده است که مقصود قسم به خدا ولایت ما است ای ابوحفص”.
[59] حاکم حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل، ج2، ص477.
قندوزی حنفی
قندوزی حنفی در ذیل این آیه روایات متعدد با سندهای مختلف آورده است که مراد از «نعیم» در آیه، ولایت امیر مؤمنان و ائمه معصومین و حب اهل بیت (علیهمالسّلام) است.
1) روایت اول از امام صادق (علیهالسلام): نعیم ولایت امیر مؤمنان (علیهالسّلام) است: “ابونعیم الحافظ: بسنده عن جعفر الصادق رضی الله فی هذه الآیه قال: النعیم ولایه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (کرماللهوجهه)؛ ابونعیم حافظ با سند خود از جعفر صادق در این آیه روایت کرده است که نعیم ولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیهالسّلام) است”.
[60] قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده لذو القربی، ج1 ص332.
2) روایت دوم از امام هشتم (علیهالسلام): مراد محبت و ولایت اهل بیت است:
“ایضا الحاکم بن احمد البیهقی قال: حدثنا محمد بن یحیی الصوفی، قال: حدثنا ابو ذکوان القاسم بن اسماعیل، قال: حدثنی ابراهیم بن العباس الصولی الکاتب بالاهواز سنه سبع وعشرین ومائتین قال: کنا یوما بین یدیعلی بن موسی الرضا (رضی الله عنهما) قال له بعض الفقهاء: ان النعیم فی هذه الآیه هو الماء البارد. فقال له بارتفاع صوته: کذا فسر تموه انتم وجعلتموه علی ضروب، فقالت طائفه: هو الماء البارد، وقال آخرون: هو النوم، وقال غیرهم: هو الطعام الطیب. ولقد حدثنی ابی عن ابیه جعفر بن محمد (علیهمالسّلام) اذ اقوالهم هذه ذکرت عنده فغضب وقال: ان الله (عزّوجلّ) لا یسال عباده عما تفضل علیهم به ولا یمن بذلک علیهم، وهو مستقبح من المخلوقین کیف یضاف الی الخالق – جلت عظمته – مالا یرضی للمخلوقین، ولکن النعیم حبنا اهل البیت وموالاتنا، یسال الله عنه بعد التوحید لله ونبوه رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) وسلم، لان العبد اذا وافی بذلک اداه الی نعیم الجنه الذی لا یزول، قال ابی موسی: لقد حدثنی ابی جعفر عن ابیه محمد بن علی عن ابیه علی ابن الحسین عن ابیه الحسین بن علی عن ابیه علی بن ابی طالب (علیهمالسّلام) قال: قال رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم): یا علی ان اول ما یسئل عنه العبد بعد موتهشهاده ” ان لا اله الا الله وان محمدا رسول الله و انک ولی المؤمنین” بما جعله الله وجعلته لک، فمن اقر بذلک وکان معتقده صال الی النعیم الذی لا زوال له؛ حاکم بن احمد بن بیهقی…”.
“از ابراهیم بن عباس صولی روایت کرده است که روزی ذر نزد علی بن موسیالرضا (علیهالسّلام) بودیم و یکی از فقهاء به او گفت مقصود از نعیم آب خنک است! حضرت با صدای بلند به او فرمود: اینطور تفسیرش میکنید؟! شما این را به چند نوع تفسیر کردهاید. آب خنک! و یا خواب، و یا غذای خوب اما پدرم از پدرش جعفر بن محمد نقل کرده است که این نظرات در نزد ایشان مطرح شد و او عصبانی شده و فرمود: خداوند از بندگانش نعمتهایی را که از تفضل به آنان عطا کرده نمیپرسد و بر آنان منت نمیگذارد؛ این کار از مخلوق شایسته نیست چه رسد به خالق؛ او بزرگتر از آن است که چیزی که از مخلوق شایسته نیست به او نسبت داده شود؛ نعیم محبت ما اهل بیت و موالات ما است؛ که خداوند بعد از توحید و نبوت از آن سؤال خواهد کرد که اگر بنده وفای به آن کرده باشد او را به سمت بهشتی میفرستد که زوالناپذیر است. پدرم موسی نیز فرمود پدرم جعفر از پدرش باقر از پدرش امام سجاد از حسین بن علی از امیرمومنان از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) روایت کرده است که فرمود: ای علی، اولین چیزی که بنده از آن سؤال میشود شهادت لا اله الا الله است و اینکه محمد رسول الله است و اینکه تو ولی مومنین هستی، و این مقامی است که خداوند و سپس من برای تو قرار دادیم. هر کس که به این اقرار کند و چنین اعتقادی داشته باشد به بهشتی میرود که زوالناپذیر است”.
[61] قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده لذو القربی، ج1، ص333.
3) روایت سوم از علی (علیهالسّلام): مراد از نعیم ما هستیم: “ایضا فی المناقب: عن الاصبغ بن نباته عنه قال: نحن النعیم الذی کان فی هذه الآیه؛ همیچنین در مناقب از اصبغ بن نباته از علی (علیهالسّلام) نقل شده است که ما نعیم در این آیه هستیم”.
[62] قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده لذو القربی، ج1، ص334.
4) روایت چهارم از امام باقر (علیهالسّلام): مراد ولایت ما اهل بیت است: “ایضا عن الباقر (علیهالسّلام) قال: والله ما هو الطعام و الشراب و لکن هو ولایتنا؛ همچین از باقر نقل شده است که قسم به خدا مقصود غذا و نوشیدنی نیست؛ بلکه ولایت ما است”.
[63] قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده لذو القربی، ج1، ص334.
5) روایت پنجم از امام کاظم (علیهالسّلام): ما نعیم مؤمنان هستیم: “ایضا عن الکاظم (علیهالسّلام) قال: نحن نعیم المؤمن وعلقم الکافر؛ همچنین از کاظم روایت شده است که ما نعیم مومن و عذاب کافر هستیم”.
[64] قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده لذو القربی، ج1، ص334.
نتیجهگیری
با توجه به آیاتی که ذکر شد، یکی از مواردی که در عالم پس از مرگ و قیامت از میت سؤال میشود، درباره امامت و ولایت امیر مؤمنان و ائمه اهل بیت (علیهمالسّلام) است. این مساله بهاندازهای روشن است علمای بزرگ اهل سنت همانند آلوسی و برخی دیگر به آن اقرار کردهاند.
سؤال از امامت در روایات عامه
طبق روایات صحیحی که در منابع شیعه و اهل سنت وارد شده، سؤال از اصول عقائد در قیامت یکی از مسائل مسلم است.
روایت اول
ابوسعید خدری از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با سند معتبر: حاکم حسکانی از علمای حدیث اهل سنت، روایت معتبری را از ابوسعید خدری صحابه جلیلالقدر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل کرده است که در قیامت از ولایت امیرمؤمنان (علیهالسّلام) سؤال میشود:
“788 – حدثنا ابو عبد الرحمان السلمی املاءا، اخبرنا محمد بن محمد بن یعقوب الحافظ، حدثنا ابو عبدالله (الحسین بن محمد) ابن عفیر، حدثنا احمد، حدثنا عبد الحمید، حدثنا قیس، عن عطیه، عن ابی سعید، عن النبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فی قوله (تعالی): «وقفوهم انهم مسؤولون» قال: عن ولایه علی بن ابی طالب؛ ابوسعید خدری میگوید: رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در ذیل آیه «وقفوهم انهم مسؤلون»
[65] صافات/سوره37، آیه24.
فرمود: از ولایت علی (علیهالسّلام) سؤال میشود.
[66] حاکم حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل، ج2، ص162.
سند اول روایت
در ذیل سند این روایت بررسی میگردد:
حسکانی نیشابوری
ممکن است در ذهن برخی این سؤال خلق شود که حاکم حسکانی از نظر علمای رجال اهل سنت شاید ضعیف باشد و یا عدهای ممکن است از این ناحیه به روایاتی که از ایشان ذکر میکنیم، انتقاد وارد سازد، لازم است که ابتدا، حاکم حسکانی را معرفی کرده و دیدگاه بزرگان آنها را در باره ایشان در معرض دید خوانندگان گرامی قرار دهیم. ذهبی از علماء و صاحب نظر در علم رجال اهل سنت و دیدگاه او فصلالخطاب در میان محققان و پژوهشگران است.
ایشان در کتاب «سیر اعلام النبلاء» وی را با وصف «الامام؛ یعنی پیشوا، المحدث؛ یعنی راوی حدیث، البارع؛ یعنی با تقوا، الحاکم؛ یعنی کسی که تمام روایات را حفظ است» توصیف کرده است: “الحسکانی، الامام المحدث البارع القاضی ابو القاسم عبیدالله بن عبدالله ابن احمد بن محمد بن احمد بن محمد بن حسکان القرشی العامری النیسابوری الحنفیالحاکمویعرف ایضا بابن الحذاء من ذریه الامیر الذی افتتح خراسان عبدالله بن عامر بن کریز… ” و در پایان نیز میگوید: “اختص بصحبه ابی بکر بن الحارث النحوی ولازمه واخذ ایضا عن الحافظ احمد بن علی بن منجویه وتفقه بالقاضی صاعد بن محمدوصنف وجمع وعنی بهذا الشان؛ … همیشه همراه ابوبکر بن حارث نحوی بود و از حافظ احمد بن علی بن منجویه روایت میگرفت… و کتاب تصنیف کرد و روایات را جمعآوری کرد و در این رشته عنایت داشت”.
[67] شمسالدین ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج13، ص418.
ذهبی در کتاب «تذکره الحفاظ»، ایشان را به «الحافظ، کسی که صد هزار روایت را حفظ باشد، شیخ متقن؛ مورد اطمینان، ذو عنایه تامه بعلم الحدیث؛ دارای عنایت ویژه به علم روایت، عالی الاسناد؛ یعنی روایاتش سند عالی دارد» توصیف کرده است: “1032 الحسکانی القاضی المحدث ابوالقاسم عبید الله بن عبدالله بن احمد بن محمد بن احمد بن محمد بن حسکان القرشی العامری النیسابوری الحنفی الحاکم ویعرف بابن الحذاءالحافظ شیخ متقن ذو عنایه تامه بعلم الحدیث وهو من ذریه الامیر عبدالله بن عامر بن کریز الذی افتتح خراسان زمن عثمان وکان معمراعالی الاسناد صنف فی الابواب و جمع و حدث عن جدها حمد و عن ابی الحسن العلوی و ابی عبدالله الحاکم و ابی طاهر بن محمش وعبدالله بن یوسف الاصبهانی وابی الحسن بن عبدان وابن فجویه الدینوری وابی الحسن علی بن السقاء وابی عبدالله بن باکویه وخلق وینزل الی ابی سعید الکنجرودی ونحوه اختص بصحبه ابی بکر بن الحارث الاصبهانی النحوی واخذ عنه واخذ ایضا عن الحافظ احمد بن علی بن منجویه وتفقه علی القاضی ابی العلاء صاعد بن محمدوما زال یسمع ویجمع ویفید”.
[68] شمسالدین ذهبی، محمد بن احمد، تذکره الحفاظ، ج3، ص258.
ابوالوفاء قرشی نیز در کتاب «الجواهر المضیه فی طبقات الحنفیه»، ایشان را در ضمن معرفی پسرش «محمد بن عبیدالله بن عبدالله» به «حافظ وقته لاصحاب ابی حنیفه» توصیف کرده است. “261 محمد بن عبید الله بن عبدالله بن احمد الحسکانی الحاکم ابو علی الحذاء سمع الحدیث من ابیه وجده وقرا علیه من تصانیف والده وغیر ذلک ذکره الفارسی فی سیاقه وقال من بیت الحدیث والروایه وکان ابوه الحاکم ابو القاسم حافظ وقته لاصحاب ابی حنیفه وجده ابو محمد واعظهم وتقدما مات سنه اربع وخمس مائه رحمهم الله تعالی”.
[69] قرشی، عبدالقادر، الجواهر المضیه فی طبقات الحنفیه، ج2، ص88.
از این جمله فهمیده میشود که او از نظر فقهی پیرو ابوحنیفه بوده است؛ چنانچه تقیالدین صیرفینی در کتاب «المنتخب من کتاب السیاق لتاریخ نیسابور»، به این مساله تصریح کرده است: “982 ابو القاسم الحسکانی الحذاء، عبید الله بن عبدالله بن احمد بن احمد بن محمد بن حسکان ابو القاسم الحذاء الحافظ المتقن من اصحاب ابی حنیفه فاضل من بیت العلم والوعظ والحدیث؛ عبیدالله بن… حافظ، استوار، از اصحاب ابو حنیفه، انسان فاضل و از خانه علم و موعظه و نصیحت است”.
[70] صیرفینی، ابراهیم بن محمد، المنتخب من کتاب السیاق لتاریخ نیسابور، ج1، ص324.
ابوعبدالرحمان السلمی
ابویعلی قزوینی در کتابش به توثیق این راوی تصریح میکند: ” (772) ابو عبد الرحمن محمد بن الحسین بن موسی السلمی الازدی حفید اسماعیل بن نجید السلمی ثقه متفق علیه من الزهادله؛ ابوعبدالرحمن… ثقه است و همه بر صحتش اجماع دارند و از جمله زاهدان بوده است”.
[71] ابویعلی قزوینی، خلیل بن عبدالله، الارشاد فی معرفه علماء الحدیث، ج3، ص860.
جمالالدین اتابکی در کتابش، وی را به بالاترین اوصاف، «حافظ الکبیر، شیخ شیوخ الدنیا فی زمانه» توصیف کرده و او را مرجع علوممی داند: “وفیها توفی محمد بن الحسین بن محمد بن موسی ابو عبد الرحمن السلمی النیسابوری الحافظ الکبیر شیخ شیوخ الدنیا فی زمانه طاف الدنیا شرقا وغربا ولقی الشیوخ الابدال والیه المرجع فی علوم الحقائق والسیر وغیرها وله المصنفات الحسان”.
[72] اتابکی، یوسف بن تغری، النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره، ج4، ص256.
علی بن الحسن بن هبهالله در کتاب «اربعون حدیث» خود میگوید: بسیاری از علماء، کتاب اربعین نوشتهاند که آثارشان مقتدای آیندگان است: “… وکل منهم لم یال فی طلب الاجر، ولم یقتصر فی اقتناء الثواب والاجر، و سمی کل واحد منهم کتابه بکتاب الاربعین، فرحمه الله و رضوانه علیهم اجمعین، کما نشروا الدین، واظهروا الحق المبین، وفیهم لمن بعدهم اسوه، وهم لمن اقتفی آثارهمالقدوه: وابو الخیر یزید بن رفاعه الهاشمی. وابو عبد الرحمن محمد بن الحسین السلمی”.
[73] ابن هبهالله، علی بن حسن، اربعون حدیثا لاربعین شیخا من اربعین بلده، ج1، ص17.
تقیالدین صیرفینی نیز در باره ایشان مینویسد: “4 ابو عبد الرحمن السلمی محمد بن الحسین بن موسی الازدی ابا السلمی جدا لانه ابن بنت ابی عمر و اسماعیل بن نجید بن احمد بن یوسف السلمی ابو عبد الرحمن شیخ الطریقه فی وقته الموفق فی جمع علوم الحقائق ومعرفه طریق التصوف وصاحب التصانیف المشهوره فی علوم القوم… وکتب الحدیث بنیسابور و مرو و العراق و الحجاز و انتخب علیه الحفاظ الکبار؛ … شیخ طریقت در زمانش، کسی که در تمام علوم حقایق و شناخت راه تصوف و دارای تالیفات مشهور در علوم قوم… بود. در نیشابور، مرو و عراق و حجاز روایت را مینوشت و حافظان بزرگ را برای این کار انتخاب کرده بود”.
[74] صیرفینی، ابراهیم بن محمد، المنتخب من کتاب السیاق لتاریخ نیسابور، ج1، ص18.
بهترین دلیل بر توثیق این روای این است که ابنتیمیه در مقابل جهمیه، به روایتش استدلال کرده است: “بل یعلم بالاضطرار ان الذی جاء به الرسول من الکتاب والسنه یخالف هذا المعنی الذی سماه هؤلاء الجهمیه توحیدا، ولهذا ما زال سلف الامه وائمتها ینکرون ذلک، کما روی الشیخ ابو عبد الرحمن محمد بن الحسین السلمی فی ذم الکلام”.
[75] ابنتیمیه، احمد، الفتاوی الکبری، ج6، ص560.
در وثاقتش همین بس که بیهقی از نامدارترین علمای اهل سنت، کتاب «شعب الایمان» خودش را بر ابوعبدالرحمن سلمی قرائت کرده و این مطلب در ابتدای کتاب شعب الایمان ذکر شده است: “4761 قال الشیخ و فیما قرات علی ابی عبد الرحمن محمد بن الحسین السلمی رحمه الله قال سالت الامام ابا سهل محمد بن سلیمان عن السماع فقال یستحب ذلک لاهل الحقائق و مباح ذلک لاهل الورع ویکره ذلک للفساق ومن یسمعه بطرا”.
[76] بیهقی، احمد بن حسین، شعب الایمان، ج7، ص124.
ابن حجر عسقلانی در «لسان المیزان»، بعد از معرفی مختصر، مدح ایشان را از زبان علمای اهل سنت ذکر کرده است: “محمد بن الحسین ابو عبد الرحمن السلمی النیسابوری شیخ الصوفیه وصاحب تاریخهم وطبقاتهم وتفسیرهم. وقال الخطیب قدر ابی عبد الرحمن عند اهل بلدته جلیل وکان مع ذلک مجودا صاحب حدیث… وقال الحاکم کان کثیر السماع والحدیث متقنا فیهمن بیت الحدیث”.
[77] ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، ج5، ص140.
محمد بن محمد بن یعقوب
ذهبی در باره او مینویسد: وی در صدر قراء و محدثان بوده است: “الحجاجی الامام الحافظ الناقد المقرئ المجود شیخ خراسان ابو الحسین محمد بن محمد بن یعقوب بن اسماعیل بن الحجاج الحجاجی النیسابوری صدر المقرئین والمحدثین”.
[78] شمسالدین ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج12، ص282.
و در جای دیگر او را حافظ (کسی که یک صد هزار حدیث حفظ بوده) و عبدصالح توصیف کرده و از حاکم نقل میکند که در میان اصحاب ما کسی همانند او با فهمتر و اثبت نبوده است: “895 الحجاجی الحافظ ابو الحسین محمد بن محمد بن یعقوب بن اسماعیل بن حجاج النیسابوری المقرئ العبد الصالح… قال الحاکم سمعت ابا علی الحافظ یقول ما فی اصحابنا احد افهم ولا اثبت من ابی الحسین”.
[79] شمسالدین ذهبی، محمد بن احمد، تذکره الحفاظ، ج3، ص104.
در «تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام»، به صدوق بودن ایشان تصریح میکند: “محمد بن محمد بن یعقوب بن اسماعیل بن حجاج النیسابوری الحافظ ابو الحافظ، ابو الحسین الحجاجی. المقریء العبد الصالح الصدوق”.
[80] ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج26، ص405.
و بالاخره در کتاب «العبر فی خبر من غبر»، به وثاقت او نیز اعتراف میکند: “و الحجاجی ابو الحسین محمد بن محمد بن یعقوب النیسابوری الحافظ الثقه المقرئ العبد الصالح الصدوق”.
[81] ذهبی، محمد بن احمد، العبر فی خبر من غبر، ج2، ص130.
در نتیجه این راوی نیز ثقه است.
حسین بن محمد بن عفیر
شمسالدین ذهبی در تاریخ الاسلام آورده است که دارقطنی وی را توثیق کرده است: “الحسین بن محمد بن محمد بن عفیر. ابو عبدالله البغدادی الانصاری… وثقه الدارقطنی”.
[82] ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج23، ص493.
حمزه بن یوسف سهمی میگوید: از دار قطنی در باره حسین بن محمد سؤال کردم و او در پاسخ ایشان را موثق معرفی کرده است: “وسالته عن الحسین بن محمد بن محمد بن غفیر بن محمد بن سهل بن ابی حتمه ابی عبدالله الانصاری ببغداد فقال ثقه؛ از دار قطنی در باره حسین بن محمد… در بغداد سؤال کردم گفت: او ثقه است”.
[83] دارقطنی، علی بن عمر، سؤالات حمزه بن یوسف السهمی، ج1، ص204.
احمد بن الفرات
ابنحجر عسقلانی در کتاب «تقریب التهذیب» توثیق او تصریح کرده است: “احمد بن الفرات بن خالد الضبی ابو مسعود الرازی نزیل اصبهان ثقه حافظ”.
[84] ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تقریب التهذیب، ج1، ص83.
و در صفحه دیگر اقوال علمای اهل سنت را در توثیق او آورده است: “جاء عن احمد انه قال ما تحت ادیم السماء احفظ لاخبار رسول الله صلی الله علیه من ابی مسعود. وقال محمد بن ابی بکر البقال ذکر عند احمد فقال اکتبوا عنه فانه صدوق اللهجه وقال بن معین ما رایت اسود الراس احفظ منه وقال علی بن المدینی کان من الراسخین فی العلم وقال حجاج بن الشاعر ما اعرف احذق بهذه الصناعه منه وقال الخلیلی ثقه ذو تصانیف وقال ابو نعیم احد الائمه الحفاظ وقال الحاکم ثقه؛ در نزد احمد بن حنبل ذکر از او به میان آمد، احمد گفت: از وی روایت بنویسید؛ چرا که وی صدوق اللهجه است…. علی بن مدینی گفته است: وی از راسخان در علم بوده است…. خلیلی گفته است: وی موثق و دارای تالیفات بوده است. ابو نعیم گفته است: وی یکی از پیشوایان حافظ است و حاکم گفته: او ثقه است”.
[85] ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، ج1، ص66.
تعدادی از علمای اهل سنت هنگامی که وقایع سالها را شرح داده، بر توثیق این راوی نیز تصریح کردهاند. جمالالدین اتابکی مینویسد: “وفیها توفی احمد بن الفرات بن خالد ابو مسعود الرازی الاصبهانی کان احد الائمه الثقات ذکره ابو نعیم فی الطبقه السابعه واثنی علیه”.
[86] اتابکی، یوسف بن تغری، النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره، ج3، ص29.
عکری حنبلی نیز مینویسد: “وفیها احمد بن الفرات بن خالد بن مسعود الرازی الثقه احد
چرا پاورپوینت پرسش از امام در قيامت بهترین انتخاب برای ارائههای شماست؟
در دنیای رقابتی امروز، ارائهای جذاب و حرفهای میتواند تأثیر بزرگی در جلب توجه مخاطبان داشته باشد. فایل پاورپوینت پرسش از امام در قيامت با طراحی منظم، زیبا و استاندارد به شما کمک میکند تا محتوای خود را به شیوهای خیرهکننده و اثرگذار ارائه دهید. این فایل با جزئیات دقیق و ساختار حرفهای، ابزاری مطمئن برای موفقیت در ارائههای شماست.
ویژگیهای برتر فایل پاورپوینت پرسش از امام در قيامت:
- طراحی بینقص و خلاقانه: تمام جزئیات پاورپوینت پرسش از امام در قيامت با دقت طراحی شدهاند تا نیازهای ارائههای تخصصی شما را برآورده کند.
- ساختاری ساده و منظم: محتوا در پاورپوینت پرسش از امام در قيامت به گونهای سازماندهی شده که بهراحتی خوانده شود و مفاهیم به صورت شفاف انتقال یابد.
- جلوههای بصری منحصربهفرد: استفاده از رنگهای هماهنگ و گرافیکهای حرفهای، فایل پاورپوینت پرسش از امام در قيامت را از سایر فایلها متمایز میکند.
- کاربرد گسترده: پاورپوینت پرسش از امام در قيامت برای جلسات کاری، پروژههای علمی و حتی تدریس بسیار مناسب است.
- امکان ویرایش آسان: پاورپوینت پرسش از امام در قيامت به شما اجازه میدهد تغییرات دلخواه خود را با سرعت و سهولت اعمال کنید.
چطور با پاورپوینت پرسش از امام در قيامت بهترین نتیجه را کسب کنید؟
برای داشتن یک ارائه حرفهای و بدون نقص، کافی است پاورپوینت پرسش از امام در قيامت را دانلود کرده و به کار ببرید. این فایل آماده به شما امکان میدهد که تنها با چند کلیک ساده، اسلایدها را مطابق نیاز خود تغییر دهید و از طراحی حرفهای آن بهرهمند شوید.
انتخابی عالی برای همه کاربران:
فرقی نمیکند که دانشجو، مدرس یا متخصص باشید؛ پاورپوینت پرسش از امام در قيامت به شما کمک میکند تا محتوای خود را به شکلی ساده و حرفهای ارائه دهید. با صرفهجویی در زمان، کیفیت ارائه شما ارتقا مییابد و مخاطبان تحت تأثیر قرار میگیرند.
چرا به ما اعتماد کنید؟
پاورپوینت پرسش از امام در قيامت با توجه به نیازهای واقعی کاربران طراحی شده است. تیم ما با بررسی بازخوردها محصولی ارائه کرده که از نظر محتوا و طراحی بینقص است. ما تضمین میکنیم که فایل پاورپوینت پرسش از امام در قيامت شما را ناامید نخواهد کرد و در صورت نیاز، پشتیبانی کامل ارائه میدهیم.
همین حالا فایل پاورپوینت پرسش از امام در قيامت را دانلود کنید:
اگر به دنبال ارائهای متمایز، حرفهای و تأثیرگذار هستید، پاورپوینت پرسش از امام در قيامت همان چیزی است که نیاز دارید. فرصت را از دست ندهید و همین حالا آن را دریافت کنید تا یک تجربه خاص و فراموشنشدنی داشته باشید.
شماره پشتیبانی برای ارسال اس ام اس : 09054791747