ارائهی پاورپوینت علوم نقلي در تبريز – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل پاورپوینت علوم نقلي در تبريز شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل پاورپوینت علوم نقلي در تبريز:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل پاورپوینت علوم نقلي در تبريز به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای پاورپوینت علوم نقلي در تبريز به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای پاورپوینت علوم نقلي در تبريز با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل پاورپوینت علوم نقلي در تبريز با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی پاورپوینت علوم نقلي در تبريز با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل پاورپوینت علوم نقلي در تبريز را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن پاورپوینت علوم نقلي در تبريز :
پاورپوینت علوم نقلي در تبريز
پاورپوینت علوم نقلي در تبريز از نیمه اخیر سده 4ق/10م روی به اهمیت نهاده و در میان این علوم، حدیث و علوم قرآنی و فقه در آن شهر بیشتر مورد اهتمام قرار گرفته است.
فهرست مندرجات
1 – تاریخچه پاورپوینت علوم نقلي در تبريز
2 – علوم قرآنی
2.1 – دانش قرائت
2.1.1 – میانه سده 7 قمری
2.1.2 – سده 8 قمری
2.1.3 – سده 9 تا 14 قمری
2.1.4 – سده 14 قمری
2.2 – دانش تفسیر
3 – ضبط و نقد حدیث
3.1 – سده 4 تا 7 قمری
3.2 – سده 7 قمری
3.3 – سده 10 و 11 قمری
4 – فقه
4.1 – فقه شافعی
4.2 – فقه حنفی
4.3 – فقه امامی
5 – عناوین مرتبط
6 – فهرست منابع
7 – پانویس
8 – منبع
تاریخچه پاورپوینت علوم نقلي در تبريز
تاریخ پاورپوینت علوم نقلي در تبريز، تناسبی مستقیم با فعال بودن این شهر به عنوان یک مرکز فرهنگی دارد. صرف نظر از افت و خیزهایی که در طول سدههای متمادی رخ نموده است، این طیف از علوم دینی از نیمه اخیر سده 4ق/10م روی به اهمیت نهاده، و پس از آن با ثباتی نسبی دوام داشته است. در میان این علوم، حدیث شاید پیش از دیگر شاخهها در تبریز رواج یافته، و نمودهای آن از سده 3ق/ 9م نیز به ثبت رسیده است. اما گزارشهای موجود از پیشینه علوم قرآنی در تبریز، حکایت از آن دارد که این علوم بیشتر پس از قرن 7ق/13م در آن شهر مورد اهتمام قرار گرفته است.
علوم قرآنی
در گفتوگو از تاریخ علوم قرآنی در تبریز، جای دارد سخن از دانش قرائت آغاز گردد، دانشی که تبریز در آموزش آن نقشی اثرگذار ایفا نموده است.
دانش قرائت
چنانکه اشاره شد، نمودهای رواج قرائت پیش از سده 7ق، کمتر در منابع یافت میشود. از اندک اشارهها، باید به فعالیت ابومنصور احمد بن علی بن یحیی اسدآبادی (د 462ق/1070م) اشاره کرد که در تبریز درس قرائت داشته است.
[1] ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، ج18، ص237، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، 1405ق/1985م.
او خود در بغداد رشد کرده، و دانش قرائت را از بغداد (که در آن روزگار از مهمترین مراکز این علم بوده) به تبریز منتقل کرده است.
[2] خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، ج4، ص335، قاهره، 1349ق.
[3] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج5، ص50، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
[4] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج5، ص79-80، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
[5] ذهبی، محمد، میزان الاعتدال، ج1، ص121، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، 1382ق/1963م.
از دانیال بن ابراهیم تبریزی نیز در اواخر سده 5ق، به عنوان مقری و محدث یاد شده است.
[6] ابن طاووس، علی، الیقین، ج1، ص254، به کوشش انصاری، قم، 1413ق.
[7] ابن طاووس، علی، الیقین، ج1، ص394، به کوشش انصاری، قم، 1413ق.
میانه سده 7 قمری
موج اصلی دانش قرائت در تبریز، از میانه سده 7ق، یعنی از دورهای که تبریز تختگاه ایلخانیان بوده، آغاز گشته است. در این دوره حلقه درس مقریانی چون شرفالدین تبریزی چنان شهـرت و جـاذبهای داشت کـه کسانی را از دور دست (چون محمود بن محمد سمرقندی (د ح720ق/1320م)) برای آموختن قرائت به تبریز کشاند.
[8] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج2، ص292، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
از دیگر عالمان تبریزی قرائت در همین دوره، علاءالدین اشرف بن احمد حسنی تبریزی
[9] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج2، ص285، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
و نیز محمد بن عبدالکریم تبریزی (ح 610-704ق) را باید یاد کرد که تحصیل خود را افزون بر موطن، در مصر و شام به انجام رسانیده، و بخش اخیر زندگیاش را نیز در دمشق سپری ساخته بود
[10] ذهبی، محمد، معرفه القراء الکبار، ج1، ص373.
[11] ذهبی، محمد، معرفه القراء الکبار، ج1، ص343.
[12] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج5، ص272، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
[13] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج2، ص174، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
نیز از این دست عالمان میتوان به کافیالدین عبدالله بن عبدالرحمان تبریزی اشاره کرد.
[14] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج4، ص19، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
سده 8 قمری
در نیمه اول سده 8ق/14م، تبریز در آموزش قرائت چنان اهمیتی یافت که استادانی حامل طرق عراقی، شامی و مصری را به سوی خود جذب نمود. ازجمله این عالمان، باید منتجبالدین ابویوسف همدانی (د 743ق/1342م)، مقری صوفی مشرب را یاد کرد که خود تحصیل قرائت را نزد مشایخ شامی و مصری به انجام رسانیده بود.
[15] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج2، ص310-311، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
دیگر شخصیت درخور ذکر، ابوالحسن دیوانی واسطی (د 743ق) است که در طی دورهای تدریس در تبریز، طرق قرائت عراقی و مصری را به این شهر انتقال داد
[16] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص580، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
نیز باید از مسعود بن اسد خلاطی (د پس از 760ق)، قاری ارمنی یاد کرد که در تبریز اقامت گزیده، و ریاست اقراء در شهر به او واگذار شده بود. مقربان نسل پسین تبریز و نیز طالبان میهمان چون کریمالدین عبدالکریم مرندی، علیشاه مرندی و عبدالرحمان بن عبدالغفار کُرد از پروردگان محفل او بودهاند.
[17] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج2، ص294، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
شاگردان خلاطی در تبریز، نسل مقریان بزرگ بودند. برخی از اینان چون محمد بن ایوب تبریزی و عبداللطیف بن عبدالملک که در تبریز منصب خطابت داشت،
[18] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج2، ص294، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
در حاشیه محافل قرائت قرار گرفتند و هاشم تبریزی (د 790ق/ 1388م) به بغداد کوچید و در آنجا به عنوان شیخ قراء اهمیت یافت،
[19] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج2، ص349، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
اما میان برخی دیگر از شاگردان مبرز خلاطی، در محافل قرائت رقابتی دیده میشد. درباره عبدالکریم مرندی، مقریای زاهد که غرق در عبادتورزی بود، گفته میشود که در تبریز چندی در صدر قرار داشت.
[20] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص400، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
اما این تصدر، در غیر قرائت، یا دست کم کوتاه بوده است.
ابن جزری تصریح دارد که پس از درگذشت خلاطی، از شاگردان وی عبدالمجید نساج تبریزی (د 787ق/1385م) بر مسند او نشسته، و ریاست قراء برعهده او بوده است.
[21] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص466، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
اما عبدالصمد نهشلی تبریزی (د 765ق)، دیگر شاگرد خلاطی که از سوی ابن جزری صدرالقراء و در موضعی دیگر شیخ تبریز بلکه عراق خوانده شده، در تبریز افزون بر قرائت به سبب دانش فقه و منصب قاضیالقضاتی نیز شهرت داشته است.
[22] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص388، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
[23] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص391، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
عبدالصمد اختصاری از الشاطبیه به نظم پرداخته بوده است.
[24] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص391، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
[25] حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون عن أسامی الکتب و الفنون، ج1، ص646.
در فهرست شاگردان عبدالمجید نساج و عبدالصمد نهشلی، کمتر نام مشترکی چون کمالالدین ابن عمر تبریزی دیده میشود و از قراین چنین برمیآید که محفل عبدالمجید، حلقه جویندگان قرائت متکی بر سماع و گویا زهدگرا، و محفل عبدالصمد، حلقه جویندگان قرائت آراسته به نحو و فقه بوده است.
[26] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص391 برای شاگردان، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
[27] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص466، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
کمالالدین ابن عمر تبریزی شاگرد مشترک آن دو و عبدالرحمان کُرد، شاگرد عبدالمجید، چندی نزد شخص خلاطی نیز آموزش دیده بودهاند.
[28] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص466، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
[29] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج2، ص32، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
[30] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج2، ص294، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
عبارتی از ابن جزری، نشان میدهد که پس از عبدالصمد، فرزند او، کمالالدین محمد جایگاه وی در ریاست حلقه را به عهده گرفته، اگرچه دیری نپاییده است.
[31] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج2، ص172، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
شاید جانشین او در حلقه عبدالصمد، صدرالدین تبریزی، خواهرزاده و از دیگر شاگردان مبرز او بوده است.
[32] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص391، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
در حلقه درس عبدالمجید، گویا کمالالدین ابن عمر پیشی یافت و قرائت خلاطی و شاگردانش را به نسل پسین، چون عبدالمحسن تبریزی، همدرس ابن جزری منتقل کرد.
[33] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج2، ص32، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
از دیگر شاگردان عبدالمجید، محمد بن احمد بن شهریار، مقری اصفهانیتبار زاده در تبریز را میتوان یاد کردکه چندی در ثغور شام به تعلم و تعلیم قرائت پرداخته است.
[34] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج2، ص64، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
سده 9 تا 14 قمری
دیگر مقری تبریز در این عصر، حسین بن حامد تبریزی، ملقب به پیرو (د 801ق) است که چندی در دمشق و حلب و بیتالمقدس درس گفته، از سوی ابن جزری، در دانش قرائت به تعبیر امام محقق کامل ستوده شده است.
[35] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص239-240، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
خواجه علی شطرنجی نیز از شاگردان ابن جزری در قرائت بوده است.
[36] خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، ج3، ص550، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، 1362ش.
یادکردها از مقریان تبریز پس از ابن جزری، اندک و پراکنده است؛ به هر روی، قابل انتظار است که پس از برآمدن صفویه در 907ق/1501م، چندی از اهمیت قرائت در تبریز کاسته شده باشد.
از شخصیتهای پسین در قرائت تبریز، مولی مصطفی بن ابراهیم تبریزی (د پس از 1030ق)، صاحب ارشادالقاری و تحفهالقراء،
[37] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج1، ص516.
[38] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج3، ص461.
[39] حسینی اشکوری، احمد، فهرست نسخههای خطی کتابخانه آیهالله العظمی گلپایگانی، ج2، ص28، قم، 1402ق.
مولی محمدزمان تبریزی (اواخر سده 11ق)، مؤلف زینهالقراء فیالقرائه،
[40] حسینی اشکوری، احمد، فهرست نسخههای خطی کتابخانه آیهالله العظمی گلپایگانی، ج3، ص48، قم، 1402ق.
میرزا ابوالقاسم سلطان القراء پایهگذار کتابخانه سلطان القرائی تبریز (د 1287ق/1870م)،
[41] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج7، ص291.
میرزا محمود سلطان القراء تبریزی (د 1290ق)
[42] زرکلی، خیرالدین، الأعلام، ج7، ص185.
[43] حجتی، محمدباقر، کشاف الفهارس، ج1، ص457، تهران، 1370ش.
و محمود بن محمد علوی تبریزی (د 1300ق)، صاحب تحفه المحمدیه در قرائات (چ تهران، 1306ق) درخور یاد کردند.
سده 14 قمری
توجه به قرائت در سده 14ق نیز چشمگیر بوده است و شخصیتهایی در این زمینه از تبریز برآمدهاند؛ از جمله: محمدحسین سلطان القراء تبریزی (د 1325ق)،
[44] حسینی اشکوری، احمد، تراجم الرجال، ج2، ص668، قم، 1414ق.
[45] حجتی، محمدباقر، کشاف الفهارس، ج1، ص457، تهران، 1370ش.
عبدالرحیم بن ابیالقاسم سلطان القراء تبریزی (د 1336ق)، صاحب حاشیه بر مقدمه جزریه
[46] حجتی، محمدباقر، کشاف الفهارس، ج1، ص308، تهران، 1370ش.
و از شاگردان مجلس او در قرائت فاضل ایروانی و میرزافرجالله عباجی تبریزی
[47] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج6، ص216.
و شیخ ابوالقاسم بن عبدالرحیم سلطان القرائی (د 1368ق/ 1949م).
[48] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج7، ص291-292.
افزون بر قرائت، باید به فعالیتهای قرآنی خطیب تبریزی (د 502ق)، ادیب نامدار تبریزی ساکن بغداد توجه کرد که فارغ از مطالعات ضمنی در کتب مختلف، درشمار آثار وی، نوشتههایی چون الملخص فی اعراب القرآن
[49] GAL، ج1، ص331 برای نسخه خطی.
به چشم میخورد که به مطالعه قرآن اختصاص یافته است.
دانش تفسیر
در زمینه تفسیر، نمونه چشمگیری تا سده 6ق دیده نمیشود. در نیمه نخست سده 7ق، هم زمان با آشفتگیهای برخاسته از حمله مغول، نجمالدین بشیر بن حامد تبریزی، عالم شافعی (د 646ق) که چندی را در حرم مکی گذرانده بود،
[50] ذهبی، محمد، المختصر المحتاج الیه من تاریخ ابن دبیثی، ج1، ص148، به کوشش مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، 1417ق/1997م.
[51] فاسی، محمد، ذیل التقیید، ج1، ص488- 489، به کوشش کمال یوسف الحوت، بیروت، 1410ق.
تفسیری بزرگ نوشته بوده است
[52] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج8، ص133-134، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
[53] سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، طبقات المفسرین، ج1، ص39-40.
نیز نجمالدین جندرانی تبریزی.
[54] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج3، ص95، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
در اواسط همان سده، باید به تفسیر پرشهرت بیضاوی (د 685ق) اشاره کرد که در دوره اقامت وی در تبریز نشر شده است
[55] مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج13، ص5385.
از دیگر مفسران در این دوره، باید قطبالدین عبدالرحمان بن عتیق تبریزی (د 675ق) و برادرش، شرفالدین
[56] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج3، ص396، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
و کافیالدین عبدالله بن عبدالرحمان تبریزی
[57] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج4، ص19، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
را یاد کرد.
در سده 8ق، قاضی قطبالدین تبریزی (د 736ق) و عبدالصمد نهشلی تبریزی (د پس از 762ق)، مقری و فقیه شافعی، دیگر شخصیتهایی هستند که نام آنان به عنوان مفسر ثبت شده است.
[58] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج5، ص367، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
[59] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص388، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
در همین سده کشاف زمخشری به عنوان متن تدریس میشده،
[60] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج8، ص380، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
و شروحی بر آن از سوی فخرالدین چارپردی (د 746ق)
[61] زرکلی، خیرالدین، الأعلام، ج1، ص111.
و جمالالدین یوسف بن حسن تبریزی (د 804ق)
[62] ابن قاضی شهبه، ابوبکر، طبقات الشافعیه، ج4، ص70، به کوشش حافظ عبدالعلیم خان، بیروت، 1407ق.
[63] حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون عن أسامی الکتب و الفنون، ج2، ص1475.
نوشته شده است.
از شخصیتهای دیگر در حیطه تفسیر در سدههای 9 و 10ق، باید حسامالدین حسین نقاش عجمی (د 964ق/1557م) را یاد کرد که دانش او به تفسیر، بر دیگر ابعاد علمی او فائق بوده است؛ وی که مذهب شافعی داشت، به سبب نامساعد بودن شرایط نخست راهی حجاز شد و در اواخر عمر در استانبول اقامت گزید.
[64] طاش کوپریزاده، احمد مصطفی، الشقائق النعمانیه، ج1، ص309، بیروت، 1395ق.
نام یارعلی تبریزی نیز به ثبت رسیده که در 890ق در هرات اقامت داشته، و تفسیر نسفی را تحریر میکرده است.
[65] هادی، یوسف، مقدمه بر القند (نسفی)، ج1، ص22.
از مفسران امامیه در عصر صفوی، باید مولی عبدالباقی خطاط تبریزی (د 1039ق) را یاد کرد که افزون بر تفسیر قرآن، شروحی بر نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه نوشته است.
[66] افندی، عبدالله، ریاض العلماء، ج3، ص59، به کوشش احمد حسینی، قم، 1301ق.
اما در دو سده اخیر، مفسران بسیاری از تبریز برخاستهاند. در دوره اخیر، از مفسران برخاسته از تبریز، بیش از همه، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی (د 1360ش/1981م) صاحب المیزان، شهرتی فراگیر دارد.
ضبط و نقد حدیث
در مقایسه با دیگر شاخههای علوم نقلی، رواج حدیث در تبریز پیشینهای کهنتر دارد و میتوان رد آن را در سده 3ق/ 9م نیز پیجویی کرد. ازجمله محدثان تبریزی که نام آنان در اسانید روایی به ثبت رسیده است، باید از ابراهیم بن محمد تبریزی از امامیه
[67] طوسی، محمد، الغیبه، ج1، ص259، به کوشش عبادالله طهرانی و علی احمد ناصح، قم، 1411ق.
و عتیق بن یعقوب تبریزی از محدثان اهل سنت
[68] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج4، ص325، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
نام برد.
سده 4 تا 7 قمری
روند توجه به حدیث در دو حوزه اهل سنت و امامیه در تبریز دوام داشته است و در سدههای بعد، همچنان محدثانی در این شهر فعال بودهاند. از محدثان اهل سنت میتوان به کسانی چون ابوداوود سلیمان بن حمزه تبریزی (اواخر قرن 4ق)،
[69] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج5، ص430، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
ابوالحسن علی بن ابراهیم ازدی تبریزی، شیخ مکاتبهای ابن حزم (اوایل سده 5ق)،
[70] ابن حزم، علی، المحلی، ج9، ص272، بیروت، دارالآفاق الجدیده.
[71] ابن حزم، علی، المحلی، ج9، ص281، بیروت، دارالآفاق الجدیده.
[72] ابن حزم، علی، المحلی، ج9، ص284، بیروت، دارالآفاق الجدیده.
[73] رودانی، محمد، صله الخلف، ج1، ص173، به کوشش محمد حجی، بیروت، 1408ق/ 1988م.
[74] اربلی، مبارک، تاریخ اربل، ج1، ص378، به کوشش سامی خماس صقار، بغداد، 1980م.
قاضی شعیب بن صالح تبریزی در همان دوره
[75] ابن ماکولا، علی، الاکمال، ج1، ص543، بیروت، 1411ق.
[76] سمعانی، عبدالکریم، الانساب، ج3، ص16.
و احمد بن حسن حدادی تبریزی در اواخر سده 5ق
[77] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج4، ص236، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
[78] ابن اثیر، علی، اسد الغابه، ج1، ص408.
اشاره کرد. در اسانید امامیه نیز در نیمه اخیر سده 5ق، نام کسانی چون دانیال بن ابراهیم تبریزی
[79] ابن طاووس، علی، الیقین، ج1، ص254، به کوشش انصاری، قم، 1413ق.
[80] ابن طاووس، علی، الیقین، ج1، ص394، به کوشش انصاری، قم، 1413ق.
و محمد بن علی بن احمد تبریزی
[81] ابن طاووس، علی، الیقین، ج1، ص423، به کوشش انصاری، قم، 1413ق.
ثبت شده است.
سده 4 و 5ق از حیث جابهجایی محدثان نیز حائز اهمیت است؛ حضور محدثانی غیرآذربایجانی در تبریز چون ابوعلی اسماعیل احمد بیهقی در نیمه اول قرن 4ق،
[82] بیهقی، احمد، الاعتقاد و الهدایه الی سبیل الرشاد، ج1، ص359، به کوشش احمد عصام کاتب، بیروت، 1401ق.
محمد بن احمد بن موسی شیرازی (د 439ق)
[83] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج51، ص141، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
و احمد بن محمد بن سری همدانی در نیمه اول قرن 5ق
[84] حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج4، ص4-5، بیروت، دار احیاءالتراث العربی.
در تبریز نشان از جاذبه تبریز برای محدثان سرزمینهای دیگر دارد. در شمار تبریزیانی که برای تعلم و تعلیم حدیث به سرزمینهای دیگر رهسپار شدهاند، نیز میتوان ابونصر محمد بن موسی تبریزی، ساکن بلخ در میانه قرن 4ق،
[85] لالکایی، هبهالله، اعتقاد اهل السنه، ج4، ص818، ریاض، 1402ق.
ابوعلی حسن بن سعید تبریزی ساکن بصره در اواخر قرن 4ق،
[86] رافعی، عبدالکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج4، ص171، حیدرآباد دکن، 1985م.
منتجب عبدالله بن نصر تبریزی، مدتی ساکن دمشق،
[87] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج33، ص263، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
[88] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج5، ص510، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
حسن بن احمد بن عبدالعزیز تبریزی، مدتی مقیم بیروت در اواسط سده 5ق
[89] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج13، ص17، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
و عباس بن مصفای تبریزی، مدتی مقیم سمرقند در نیمه اخیر سده 5ق
[90] نسفی، عمر، القند فی ذکر علماء سمرقند، ج1، ص597، به کوشش یوسف هادی، تهران، 1378ش.
را برشمرد.
نام محدثانی چون محمود بن محمد تبریزی،
[91] ابن طاووس، علی، الیقین، ج1، ص254، به کوشش انصاری، قم، 1413ق.
ابومنصور مظفر بن مکی تبریزی (د پس از 530ق)،
[92] رافعی، عبدالکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج4، ص145، حیدرآباد دکن، 1985م.
محمد و محمود، پسران احمد بن حسن حدادی تبریزی، استادان ابن عساکر در 529ق،
[93] ابن نقطه، محمد، تکمله الاکمال، ج1، ص484، به کوشش عبدالقیوم عبد ربالنبی، مکه، 1410ق.
[94] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج4، ص236، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
صدیق بن عثمان دیباجی تبریزی، استاد ابن عساکر،
[95] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج9، ص440، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
[96] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج17، ص413، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
[97] ابن نقطه، محمد، تکمله الاکمال، ج1، ص485، به کوشش عبدالقیوم عبد ربالنبی، مکه، 1410ق.
ابوالصنوف ابراهیم بن حسن حریری،
[98] ابن دمیاطی، احمد، المستفاد من ذیل تاریخ بغداد، ج1، ص18، به کوشش مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، 1417ق.
محمد بن علی بن احمد تبریزی، چندی مقیم ساوه،
[99] ابن طاووس، علی، الیقین، ج1، ص423 حاشیه، به کوشش انصاری، قم، 1413ق.
معینالدین محمد بن رمضان تبریزی، استاد ابن اثیر
[100] ابن اثیر، علی، اسد الغابه، ج1، ص151.
[101] ابن اثیر، علی، اسد الغابه، ج4، ص76.
[102] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج5، ص403، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
و ابوالیسر عبیدالله بن اسکندر تبریزی
[103] رافعی، عبدالکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج1، ص347، حیدرآباد دکن، 1985م.
در طی سده 6ق نشان از رونق حدیث در این شهر دارد.
در همین سده است که کسانی چون محمد بن اسعد حفده طوسی (د 571ق)
[104] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج2، ص199، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
و محمد بن احمد فنجکرودی نیشابوری برای تدریس حدیث
[105] رافعی، عبدالکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج1، ص187، حیدرآباد دکن، 1985م.
و کسانی چون ابن عساکر و رافعی برای شنیدن حدیث
[106] رافعی، عبدالکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج1، ص426، حیدرآباد دکن، 1985م.
[107] رافعی، عبدالکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج2، ص442، حیدرآباد دکن، 1985م.
[108] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج6، ص191، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
به تبریز آمدهاند. ابوعثمان اسماعیل بن عبدالرحمان صابونی (د 517ق)، محدث بزرگ نیشابور در اوایل همین سده در تبریز محفل درس پررونقی داشته، و ازجمله کتاب الغریبین هروی را درس میگفته است.
[109] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج6، ص265، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
سده 7 قمری
در سده 7ق، از رونق حدیث قدری کاسته شده، اما آموزش حدیث هرچند محدودتر دوام یافته است.
[110] خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر،به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، 1362ش.
[111] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج2، ص173، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
ازجمله محدثان این سده میتوان شمسالدین عبدالغفور بن بدل تبریزی شروطی (د پس از 619ق)،
[112] ابن نقطه، محمد، تکمله الاکمال، ج1، ص254، به کوشش عبدالقیوم عبد ربالنبی، مکه، 1410ق.
[113] ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، ج20، ص540، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، 1405ق/1985م.
ابوالخیر بدل بن ابیالمعمر تبریزی (د 636ق)،
[114] اربلی، مبارک، تاریخ اربل، ج1، ص144، به کوشش سامی خماس صقار، بغداد، 1980م.
[115] ابن نقطه، محمد، التقیید، ج1، ص88، به کوشش کمال یوسف الحوت، بیروت، 1408ق.
مؤلف آثاری چون الاربعین،
[116] حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون عن أسامی الکتب و الفنون، ج1، ص1.
[117] حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون عن أسامی الکتب و الفنون، ج1، ص363.
نظامالدین محمد بن عبدالکریم تبریزی، استاد ذهبی،
[118] ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، ج21، ص201، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، 1405ق/1985م.
[119] ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، ج23، ص123، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، 1405ق/1985م.
[120] ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، ج23، ص219، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، 1405ق/1985م.
بهاءالدین حسن بن مودود علوی تبریزی (د پس از 664ق)،
[121] جوینی، ابراهیم، فرائد السمطین، ج1، ص207، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، 1398ق/ 1978م.
[122] جوینی، ابراهیم، فرائد السمطین، ج2، ص90، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، 1398ق/ 1978م.
مجدالدین عبدالله بن ابراهیم تبریزی،
[123] جوینی، ابراهیم، فرائد السمطین، ج2، ص44، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، 1398ق/ 1978م.
قطبالدین حامد بن عبدالوهاب تبریزی،
[124] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج3، ص368، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
جبریل بن حسین عجمی تبریزی (د 703ق)
[125] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج2، ص81، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
و مجدالدین عبدالله بن ابراهیم امامی
[126] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج4، ص430، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
را نام برد.
بهرغم کمبود اسناد درباره رواج حدیث شیعه، نشانههایی بر دوام سنت حدیثی امامیه در تبریز وجود دارد و از آن جمله است، اجازهای ثبت شده بر ظهر نسخهای از المجدی به تاریخ 693ق در تبریز که به رؤیت افندی رسیده بوده است.
[127] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج1، ص200-201.
[128] افندی، عبدالله، ریاض العلماء، ج4، ص232، به کوشش احمد حسینی، قم، 1301ق.
در اواسط سده 7ق، حوزه حدیثی تبریز هنوز آن اندازه جاذبه داشته است که ابراهیم بن محمد جوینی (د 722ق/1322م)، برای استماع حدیث از خراسان به آنجا سفر کند،
[129] جوینی، ابراهیم، فرائد السمطین، ج2، ص44، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، 1398ق/ 1978م.
[130] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج4، ص430، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
[131] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج1، ص75-76، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
اما در نیمه نخست سده بعد، همچون دیگر نقاط شرق جهان اسلام، در تبریز نیز توجه به حدیث به نحو آشکاری روی به کاستی نهاده است. مهمترین چهره تبریزی این دوره در حدیث، ولیالدین خطیب تبریزی (د 741ق/1340م) است که در کتاب پرشهرت مشکاه المصابیح، مصابیح السنه بغوی را تکمیل کرده، و کتاب الاکمال را نیز در دانش رجال نوشته است
[132] رودانی، محمد، صله الخلف، ج1، ص408، به کوشش محمد حجی، بیروت، 1408ق/ 1988م.
[133] کتانی، محمد، الرساله المستطرفه، ج1، ص177، استانبول، 1986م.
[134] زرکلی، خیرالدین، الأعلام، ج6، ص234.
مصابیح از اواسط سده 6ق، توسط محمد بن اسعد حفده در تبریز رواج یافته بود.
[135] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج2، ص199، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
از معدود محدثان دیگر شناخته در این دوره، شمسالدین محمد بن صدیق تبریزی به قاهره کوچیده،
[136] حسینی دمشقی، محمد، ذیل تذکره الحفاظ، ج1، ص167، همراه تذکره الحفاظ ذهبی، بیروت، دارالکتب العلمیه.
و محبالدین محمود بن علی تبریزی (د 738ق) در قونیه اقامت گزیده است.
[137] ابن رافع، احمد، الوفیات، ج2، ص200، به کوشش عادل نویهض، بیروت، 1978م.
از همین روست که ذهبی به هنگام وصف وضعیت حدیث در شرق جهان اسلام، از رخت بربستن حدیث در آذربایجان این دوره خبر داده است.
[138] ذهبی، محمد، الامصار ذوات الآثار، ج1، ص230-231، به کوشش قاسمعلی سعد، بیروت، 1406ق/1986م.
بازماندههای محدثان اهل سنت در تبریز، تا اواخر سده 9ق، یعنی پیش از انتقال قدرت به صفویه، قابل پیجویی است؛ نجمالدین طاهر بن ابیبکر حسینی تبریزی که در 741ق نسخهای از تهذیب الکمال مزی را نویسانده است،
[139] مزّی، یوسف، تهذیب الکمال، ج1، ص93، به کوشش بشارعواد معروف، بیروت، مؤسسهالرساله.
[140] مزّی، یوسف، تهذیب الکمال، ج1، ص107، به کوشش بشارعواد معروف، بیروت، مؤسسهالرساله.
حسین بن احمد تبریزی (د پس از 761ق) که اربعینی از احادیث قدسی را شرح کرده است،
[141] حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون عن أسامی الکتب و الفنون، ج2، ص1038.
نجمالدین طاهر بن ابیبکر تبریزی (د 774ق) که در شمار راویان صحیح بخاری بوده، و مدتی در دمشق زیسته است،
[142] فاسی، محمد، ذیل التقیید، ج2، ص21، به کوشش کمال یوسف الحوت، بیروت، 1410ق.
[143] ابن رافع، احمد، الوفیات، ج2، ص397، به کوشش عادل نویهض، بیروت، 1978م.
عبدالعزیز بن عثمان تبریزی که صحیحین و جامع المسانید را در دمشق روایت کرد،
[144] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج3، ص174، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
جمالالدین یوسف بن حسن تبریزی (د 804ق) که اربعین نووی را شرح کرده است
[145] ابن قاضی شهبه، ابوبکر، طبقات الشافعیه، ج4، ص70، به کوشش حافظ عبدالعلیم خان، بیروت، 1407ق.
[146] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، ذیل کشف الظنون، ج1، ص87 درباره تحریر مجمع الزوائد هیثمی در 799ق در تبریز، به کوشش حسن موسوی خرسان، نجف، 1387ق.
و خواجه علی شطرنجی که به سبب مهارتش در حدیث ستوده شده است.
[147] خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، ج3، ص550، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، 1362ش.
سده 10 و 11 قمری
پس از کوششهای صفویه و غلبه فضای امامی بر محیط تبریز، گرایش حدیثی امامیه از اواخر سده 10ق در این شهر مشهود گشته است. در دهههای پایانی آن سده، میتوان شخصیتهایی را در تبریز بازجست که اجازه روایت متون امامی را از عالمان دیگر سرزمینها، به خصوص جبل عامل دریافت کردهاند. از آن میان میتوان سید حیدر بن علاءالدین حسینی تبریزی را یاد کرد که از حسین بن عبدالصمد عاملی (د 984ق) اجازه روایت آثاری چون صحیفه سجادیه را دریافت کرده،
[148] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج107، ص164، بیروت، 1403ق/1983م.
و خود حتی به مرجعی برای اجازه به عالمان پسین، ازجمله عالم شامی سیدحسین بن حیدر کرکی تبدیل شده است.
[149] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج106، ص165، بیروت، 1403ق/1983م.
[150] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج106، ص170، بیروت، 1403ق/1983م.
[151] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج106، ص174، بیروت، 1403ق/1983م.
[152] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج107، ص9، بیروت، 1403ق/1983م.
[153] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج1، ص190.
او گاه به لقب قطب المحدثین خوانده شده است.
[154] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج107، ص9، بیروت، 1403ق/1983م.
اجازه محمدرضا بن عبدالمطلب تبریزی (د پس از 1078ق/ 1667م) از کسانی چون شرفالدین محمد مکی عاملی،
[155] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج102، ص55-56، بیروت، 1403ق/1983م.
[156] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج1، ص251.
روایت میرزا محمد بن محمدباقر کیجیم تبریزی از شیخ علی، نواده شهید ثانی
[157] حسینی اشکوری، احمد، تراجم الرجال، ج2، ص549، قم، 1414ق.
و روایت محمدقاسم طسوجی تبریزی از احمد بن حسن حر عاملی
[158] حسینی اشکوری، احمد، تراجم الرجال، ج1، ص65، قم، 1414ق.
[159] حسینی اشکوری، احمد، تراجم الرجال، ج2، ص757، قم، 1414ق.
نشان دهنده این راه است.
افزون بر آن، محدثان تبریز به روایات عالمان دیگر سرزمینهای شیعی نیز توجه داشتند؛ از نمونههای آن میتوان به اجازه مولی نوروز علی تبریزی از مولی حسین نیشابوری مکی در 1063ق
[160] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج1، ص180.
و اجازه مولی محمدحسین ابن محمدعلی تبریزی از محمدامین کاظمی در 1091ق
[161] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج1، ص147.
و صفیالدین طریحی
[162] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج1، ص199.
اشاره کرد.
در حوزه تألیف نیز باید به شرحی بر نهج البلاغه، از مولی عبدالباقی خطاط تبریزی اشاره کرد که در عصر شاه عباس اول (سلطنت 996- 1038ق) نوشته شده است.
[163] نوری، حسین، خاتمه المستدرک، ج3، ص207، به کوشش مؤسسه آلالبیت علیهالسلام، قم، 1415ق.
در اواخر سده 11ق/17م، نسلی از محدثان در تبریز برآمدند که پرورش یافتگان مکتب علامه مجلسی بودند؛ از آن میان باید محمدجعفر بن رضاقلی تبریزی (د پس از 1109ق)،
[164] حسینی اشکوری، احمد، تراجم الرجال، ج2، ص642، قم، 1414ق.
مولی محمد زمان تبریزی،
[165] حسینی اشکوری، احمد، تلامذه المجلسی، ج1، ص102، قم، 1410ق.
مولی محمدسعید اصفهانی تبریزی،
[166] حسینی اشکوری، احمد، تلامذه المجلسی، ج1، ص103، قم، 1410ق.
مولی محمدکاظم تبریزی
[167] حسینی اشکوری، احمد، تلامذه المجلسی، ج1، ص120، قم، 1410ق.
و محمدقاسم بن محمدرضا تبریزی
[168] مجلسی، محمدباقر، اجازات الحدیث، ج1، ص249، به کوشش احمد حسینی، قم، 1410ق.
[169] حسینی اشکوری، احمد، تلامذه المجلسی، ج1، ص118، قم، 1410ق.
را یاد کرد. مولی عبدالله افندی تبریزی (د 1130ق)، مـؤلف آثار متعدد، تبریـزیتبار و زاده اصفهان بوده است
[170] مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه بزرگ اسلامی، ج9، ص609.
در سدههای اخیر، عالمانی بزرگ در حیطه حدیث امامیه، چون مولی علی علیاری (د 1327ق/ 1909م) و علامه محمدحسین امینی (د 1392ق/1972م) از تبریز برخاستهاند.
فقـه
گزارشهای به دست آمده درباره پیشینه فقه در تبریز به نیمه اخیر سده 4ق، باز میگردد که خود حاصل اهمیت یافتن حوزه حدیثی تبریز است. براساس آنچه مقدسی در همان نیم سده گزارش کرده، مذهب فقهی غالب در آذربایجان (و از جمله تبریز) مذهب اصحاب حدیث بوده است.
[171] مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، ج1، ص378- 379، به کوشش دخویه، لیدن، 1906م.
از فقیهان تبریز در این دوره و اوایل سده بعد، میتوان کسانی چون ابوالحسن علی بن ابراهیم ازدی تبریزی که ابن حزم از او روایات فقهی متعددی نقل کرده،
[172] ابن حزم، علی، المحلی، ج9، ص272، بیروت، دارالآفاق الجدیده.
[173] ابن حزم، علی، المحلی، ج9، ص281، بیروت، دارالآفاق الجدیده.
[174] ابن حزم، علی، المحلی، ج9، ص284، بیروت، دارالآفاق الجدیده.
قاضی ابوصالح شعیب بن صالح تبریزی (د 435ق)
[175] ابن ماکولا، علی، الاکمال، ج1، ص543، بیروت، 1411ق.
[176] سمعانی، عبدالکریم، الانساب، ج3، ص16.
و منتجب عبدالله بن نصر تبریزی، قاضی تبریز
[177] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج5، ص510، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
[178] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج37، ص207، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
را یاد کرد که بر پایه قراین از اصحاب حدیث بودهاند.
[179] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج5، ص367- 368، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
مذاهب مهم در تبریز بجز امامیه، مذهب شافعی و حنفی بوده، و به ندرت به حضور حنبلیه در آن شهر اشاره شده است.
[180] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج6، ص247، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
[181] مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، ج1، ص378-379، به کوشش دخویه، لیدن، 1906م.
فقه شافعی
اشارهای از عبدالقاهر بغدادی (د 429ق)، نشان میدهد که در اوایل سده 5ق، مذهب شافعی در تبریز رواج یافته، و روی به اهمیت نهاده بوده است.
[182] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج1، ص328، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
به نظر میرسد که با وجود ورود مذهب شافعی در دهههای آغازین سده 6ق به تبریز، مذهب اصحاب حدیث همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است؛ ازجمله رجال این مذهب، باید به ابومحمد عبدالله بن نصر تبریزی، صاحب منصب قضا،
[183] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج33، ص262، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
محمود بن احمد حدادی تبریزی، قاضی و عالم متنفذ شهر
[184] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج6، ص191، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
[185] ابن اثیر، علی، اسد الغابه، ج1، ص408.
و صدیق بن عثمان دیباجی که بر فقاهت او تأکید شده است،
[186] ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج63، ص56، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، 1415ق/1995م.
اشاره کرد.
در طی سده 6ق، حلقههای درس فقه شافعی در تبریز بهتدریج اقتدار گرفته است. از میان استادان این مذهب، نخست باید معینالدین بدر بن خضر تبریزی، شاگرد ابواسحاق شیرازی را یاد کرد که به عنوان یک فقیه شافعی، منصب قضا گرفته است.
[187] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج5، ص368- 369، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
[188] صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، ج10، ص90، به کوشش ژاکلین سوبله و دیگران، ویسبادن/ بیروت، 1400ق/1980م.
همچنین در منابع شافعی، از ابن ابیعمرو، به عنوان فقیه تبریز یاد، و اشاره شده است که محفل او به اندازهای مهم بوده که حتی برای طالبانی از دیگر شهرها نیز جاذبه داشته است.
[189] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج6، ص31، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
[190] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج8، ص295، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
از دیگر فقیهان شافعی در این دوره، باید ابوعبدالله محمد بن خمارتکین تبریزی (د 566 یا 567ق)،
[191] ذهبی، محمد، المختصر المحتاج الیه من تاریخ ابن دبیثی، ج1، ص26، به کوشش مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، 1417ق/1997م.
مجدالدین محمد بن اسعد حفده، کوچیده از طوس به تبریز (د 571ق)
[192] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج6، ص93-94، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
و ابوالفضل تاوان بن خلیل تبریزی، شاگرد وی (د پس از 592ق)،
[193] اربلی، مبارک، تاریخ اربل، ج1، ص270، به کوشش سامی خماس صقار، بغداد، 1980م.
و در سده بعد کسانی چون امینالدین مظفر بن محمد تبریزی (د 621ق)، مدرس نظامیه و صاحب آثار متعدد فقهی و اصولی
[194] ابن صابونی، محمد، تکمله اکمال الاکمال، ص24، بیروت، 1406ق/1986م.
[195] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج8، ص373، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
و شمسالدین عبدالحمید بن عیسی خسروشاهی (د 652ق)، اصولی متکلم و صاحب آثار متعدد در فقه و اصول
[196] ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، ج23، ص281، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، 1405ق/1985م.
[197] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج8، ص161، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
[198] حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون عن أسامی الکتب و الفنون، ج2، ص1912.
را برشمرد.
افضلالدین محمد بن اسعد تبریزی که ظاهراً از اخلاف محمود حدادی تبریزی فقیه اصحاب حدیث بوده، با یک واسطه فقه شافعی را از حفده فرا گرفته، و به این مذهب پیوسته بوده است.
[199] حشری تبریزی، محمدامین، روضه اطهار، ج1، ص95، به کوشش عزیز دولتآبادی، تبریز، 1371ش.
در اواخر سده 6 و نیمه نخست سده 7ق، محافل صوفیه تبریز چنان با فقه انس گرفته که رویارویی با فقیهان صوفی مشرب، امری پرتکرار بوده است. از این دست میتوان به معینالدین محمد بن رمضان، مشهور به فقیه زاهد (د 592ق)،
[200] حشری تبریزی، محمدامین، روضه اطهار، ج1، ص123، به کوشش عزیز دولتآبادی، تبریز، 1371ش.
[201] اربلی، مبارک، تاریخ اربل، ج1، ص136، به کوشش سامی خماس صقار، بغداد، 1980م.
[202] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج5، ص403، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
ابوحفص عمر بن بندار تبریزی، مدتی مقیم بغداد (د 615ق)،
[203] ابن نجار، محمد، ذیل تاریخ بغداد، ج5، ص94، به کوشش مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، 1417ق.
و دو تن از شاگردان باباحسن، شیخ صوفیان تبریز (د 610ق)، به نامهای فقیه عمر آلانقی و فقیه احمد اسبسی اشاره کرد.
[204] حشری تبریزی، محمدامین، روضه اطهار، ج1، ص93، به کوشش عزیز دولتآبادی، تبریز، 1371ش.
[205] حشری تبریزی، محمدامین، روضه اطهار، ج1، ص147، به کوشش عزیز دولتآبادی، تبریز، 1371ش.
[206] حشری تبریزی، محمدامین، روضه اطهار، ج1، ص149، به کوشش عزیز دولتآبادی، تبریز، 1371ش.
به هر روی، شمار بسیاری از فقیهان تبریز در سده 7ق (که بهنظر میرسد همه از پیروان مذهب شافعی بودهاند) از سوی ابن فوطی و دیگران معرفی شدهاند.
[207] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج1، ص332، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
[208] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج1، ص369، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
[209] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج2، ص58، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
[210] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج2، ص161، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
[211] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج2، ص195، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
[212] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج8، ص310، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
[213] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج9، ص154، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
[214] حشری تبریزی، محمدامین، روضه اطهار، ج1، ص97، به کوشش عزیز دولتآبادی، تبریز، 1371ش.
مجموع دادهها نشان میدهد که تبریز در سده 7ق، به مرکزی برای آموزش فقه شافعی و تحقیقات اصولی مبدل شده بود که نه تنها پذیرای اصولیای بزرگ چون قاضی بیضاوی (د 685ق) بوده، بلکـه خود فقیهان و اصـولیان صاحب نظری پرورش داده است. از جمله قاضیان شافعی تبریز در این دوره، عزالدین احمد بن محمد بن عبدالملک حدادی، نامی ماندگار از خود بر جای نهاده،
[215] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج1، ص84، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
[216] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج1، ص97، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
و به عنوان نمادی از قاضیای خردمند، حکایات آموزندهای از او در منابع نقل شده است.
[217] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج10، ص56، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
[218] ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، المقدمه، ج5، ص127، بیروت، 1984م.
افزون بر مدارس فعال تبریز همچون مدرسه عتیق سلطان، مدرسه صدریه و مدرسه اورخان که در سده 7ق، از مراکز ترویج فقه شافعی بودند،
[219] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج2، ص144، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
[220] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج2، ص163، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
[221] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج2، ص433 ، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
مدرسه امیر مجدالدین صرفاً برای آموزش پیروان شافعی وقف شده بود.
[222] ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، ج4، ص530، به کوشش محمدکاظم، تهران، 1374ش.
در اواخر سده 7ق، خواجه رشیدالدین فضلالله در یادداشتی، به صراحت یادآور شده است که اهالی تبریز (غیر شیعیان)، شافعی مذهب بودهاند.
[223] رشیدالدین، فضلالله، وقف نامه ربع رشیدی، ج1، ص177، به کوشش مجتبی مینوی و ایرج افشار، تهران، 1356ش.
حمدالله مستوفی نیز اندکی پس از او، بیشتر مردم شهر را شافعی گفته است.
[224] مستوفی، حمدالله، نزهه القلوب، ج1، ص77، به کوشش گ لسترنج، لیدن، 1331ق/1913م.
پس از آن تا سده 9ق، نفوذ مذهب حنفی روی به افزایش نهاده، و در رقابتی جدی عرصه را بر مذهب شافعی تنگ کرده است.
در نیمه نخست سده 8ق، دو گونه رفتار در محافل شافعی دیده میشود:
گروهی از قاضیان و مؤلفان این مذهب راه هجرت در پیش گرفتهاند. از آن جمله: بدرالدین محمد بن محمود تبریزی (د 725ق)، به بعلبک،
[225] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج5، ص453، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
[226] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج6، ص3، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
قاضی علاءالدین علی بن اسماعیل تبریزی (د 729ق)، به قونیه،
[227] ابن قاضی شهبه، ابوبکر، طبقات الشافعیه، ج2، ص271، به کوشش حافظ عبدالعلیم خان، بیروت، 1407ق.
قاضی قطبالدین محمد بن عمر اخوین (د 736ق)، به بغداد،
[228] ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج14، ص203، به کوشش علی شیری، بیروت، 1408ق.
[229] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج5، ص367، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
تاجالدین علی بن عبدالله اردبیلی تبریزی (د 746ق)، به قاهره
[230] ابن قاضی شهبه، ابوبکر، طبقات الشافعیه، ج3، ص35-36، به کوشش حافظ عبدالعلیم خان، بیروت، 1407ق.
و محبالدین محمود بن علی تبریزی مفتی (د 758ق)، به قونیه و بعد شام
[231] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج6، ص87، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
کوچیدند.
گونه دیگر از رفتار نزد فخرالدین احمد بن حسن چارپردی (د 746ق) دیده میشود که در تبریز ماند و افزون بر تألیفات متعدد فقهی و اصولی، توانست حلقه درسی بانفوذی در مذهب شافعی پدید آورد.
[232] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج9، ص8، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
[233] اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیه، ج1، ص189، به کوشش کمال یوسف الحوت، بیروت، 1407ق/1987م.
[234] حشری تبریزی، محمدامین، روضه اطهار، ج1، ص144، به کوشش عزیز دولتآبادی، تبریز، 1371ش.
او حتی بر الهدایه مرغینانی که از متون مهم درسی در فقه حنفی بود، نیز شرح نوشت.
[235] حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون عن أسامی الکتب و الفنون، ج2، ص2022.
حلقه درسی چارپردی، طالبانی را از سرزمینهای دیگر به تبریز کشانید
[236] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج4، ص269، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
و عالمانی چون عبدالصمد بن حامد نهشلی (د 765ق) از همان شهر پرورش داد که فقیهان نسل پسین بودند.
[237] ابن جزری، محمد، غایه النهایه، ج1، ص388، به کوشش برگشترسر، قاهره، 1352ق/1933م.
بسا عبدالرحیم بن ابراهیم تبریزی (ز 710ق) که ابن حجر او را عینالفقها در تبریز خوانده، نیز از وابستگان به همین محفل بوده است.
[238] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج3، ص146، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
از جوابیه ابراهیم، فرزند چاربردی به عضدالدین ایجی، چنین برمیآید که برخی دیدگاههای پدرش، مورد انتقاد دیگر عالمان شافعی قرار داشته است.
[239] سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیه الکبری، ج10، ص66 برای متن نامه، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، 1383ق/1964م.
در اواخر سده 8ق، یوسف بن حسین سرایی (د 804ق) از فقیهان غیربومی فقه شافعی در تبریز بود.
[240] ابن قاضی شهبه، ابوبکر، طبقات الشافعیه، ج4، ص69-70، به کوشش حافظ عبدالعلیم خان، بیروت، 1407ق.
در سده 9ق، فعالیت محافل شافعی روی به افول نهاده، و پس از آن شخصیتهای بارزی از آنها شناخته نشده است. تنها نام برخی از عالمان شافعی منتسب به تبریز را میتوان در دیگر سرزمینها بازشناخت.
[241] شوکانی، محمد، البدر الطالع، ج1، ص39، قاهره، 1348ق.
فقه حنفی
از اوایل سده 7ق، به نظر میرسد که با ورود عناصر جدید به بافت جمعیتی، بهتدریج زمینهای برای حضور مذهب حنفی در آن شهر فراهم شده است. نفوذ مذهب حنفی در دستگاه حکومتی مغولان و فزونی شمار حنفیان در پایان سده 7ق، رشیدالدین را بر آن داشت تا به هنگام ساخت مجتمع عمارات ابواب البر در پیرامون گنبد عالی در تبریز (سالهای 697-702ق)، دو مدرسه، یکی برای طالبان شافعی و دیگر برای طالبان حنفی بسازد.
[242] رشیدالدین، فضلالله، جامع التواریخ، ج2، ص1378، به کوشش محمد روشن و مصطفی موسوی، تهران، 1372ش.
[243] وصاف، تاریخ، تحریر عبدالمحمد آیتی، تهران، 1346ش.
در سخن از شخصیتهای برجسته حنفی، پیش از همه باید احمد بن عبدالکریم ابن مکوشه تبریزی (د پس از 713ق) و موسی بن محمد ابن امیرالحاج (د 733ق) را نام برد که با حوزههای حنفی شام و مصر در ارتباط بودهاند.
[244] ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج1، ص207، به کوشش عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، 1396ق/ 1976م.
[245] قرشی، عبدالقادر، الجواهرالمضیئه، ج2، ص386، کراچی، کتابخانه میرمحمد.
[246] زرکلی، خیرالدین، الأعلام، ج7، ص328.
همانگونه که در شرح چارپردی بر الهدایه دیده میشود، فعالیتهای تألیفی حنفیان تبریز در نیمه نخست سده 8ق، برآیندی از دو مذهب است. ابن امیر الحاج، کتاب بدیع النظام اثر ابن ساعاتی را که نوشتهای در اصول تطبیقی حنفی ـ شافعی است، شرح کرده است.
[247] حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون عن أسامی الکتب و الفنون، ج1، ص235.
قاضی عبیدالله بن محمد فرغانی عبری (د 743ق) که هر دو مذهب را تدریس میکرده، آثار بیضاوی شافعی را شرح کرده است.
[248] اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیه، ج2، ص18، به کوشش کمال یوسف الحوت، بیروت، 1407ق/1987م.
[249] ابن قاضی شهبه، ابوبکر، طبقات الشافعیه، ج3، ص31، به کوشش حافظ عبدالعلیم خان، بیروت، 1407ق.
[250] زرکلی، خیرالدین، الأعلام، ج4، ص126.
[251] زرکلی، خیرالدین، الأعلام، ج4، ص197.
در میانه سده 8ق، اقتدار مذهب حنفی، حسامالدین حسن بن شرف تبریزی (د پس از 770ق)، صاحب منظومهای در فقه حنفی را بر آن داشته است که ردیهای بر بدعتهای صوفیه غیرمتشرع بنویسد.
[252] حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون عن أسامی الکتب و الفنون، ج1، ص729.
[253] حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون عن أسامی الکتب و الفنون، ج2، ص1866.
دانسته نیست که جستوجوی موقعیت بهتر، یا عدم مساعدت اوضاع در اواخر سده، زمینه مهاجرت حنفیان تبریزی، چون جلال بن احمد تبانی (د 793ق)
[254] شوکانی، محمد، البدر الطالع، ج1، ص186، قاهره، 1348ق.
و فتحالله بن معتصم داوودی عنانی (د 816ق)
[255] سخاوی، محمد، الضوء اللامع، ج6، ص165، قاهره، 1355ق/1936م.
[256] ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، ج9، ص180، بیروت، دارالکتب العلمیه.
را به مصر فراهم ساخته است، یا عواملی دیگر؟
قدرت گرفتن ترکمانان در آذربایجان، موجبات رونق مذهب حنفی را فراهم ساخت و بهویژه، در میانه سده 9ق، جهانشاه قراقوینلو (حکومت 843-872ق) در دوره حکومت با ثبات خود، در تقویت مذهب حنفی کوشید. اینکه جهانشاه ناچار شد فقیهانی از دیگر سرزمینها به تبریز فراخواند، نشان از آن دارد که محافل حنفی در اوایل همین سده روی به ضعف نهاده بود. به هر روی، وی کسانی چون برهانالدین هروی (د 835ق) را از خراسان، و قاضی مجدالدین محمد انصاری را از نخجوان به تبریز فرا خواند و بدینترتیب، حوزه فقه حنفی در تبریز جانی تازه گرفت.
[257] حشری تبریزی، محمدامین، روضه اطهار، ج1، ص113، به کوشش عزیز دولتآبادی، تبریز، 1371ش.
فقیه نامدار نسل پسین، قاضی قوامالدین انصاری، مشهور به قاضیزاده، فرزند و تربیت شده محفل مجدالدین بود
[258] حشری تبریزی، محمدامین، روضه اطهار، ج1، ص113، به کوشش عزیز دولتآبادی، تبریز، 1371ش.
و در این دوره رونق محافل تبریز، احمد بن یوسف حصکفی (د 894ق)، قاضیالقضات حنفی را از دیار بکر به تبریز کشانید تا 12 سال تحصیل فقهی خود را در آن شهر بگذراند.
[259] زرکلی، خیرالدین، الأعلام، ج1، ص275.
رونق محافل حنفی، تا آغاز دولت صفوی در 907ق همچنان دوام داشت؛ عبدالاول تبریزی، قاضی حنفی شهر در این سالها بود
[260] طاش کوپریزاده، احمد مصطفی، الشقائق النعمانیه، ج1، ص289، بیروت، 1395ق.
و مولی مزید تبریزی محفلی برای آموزش ساخته بود که کسانی چون محییالدین محمد بن عمر و مولی حافظ محمد بردعی را از نقاط مختلف سرزمین عثمانی و قفقاز به تبریز میکشانید.
[261] طاش کوپریزاده، احمد مصطفی، الشقائق النعمانیه، ج1، ص247-248، بیروت، 1395ق.
[262] طاش کوپریزاده، احمد مصطفی، الشقائق النعمانیه، ج1، ص267، بیروت، 1395ق.
[263] زرکلی، خیرالدین، الأعلام، ج6، ص5.
پس از انتقال قدرت به صفویه و مهاجرت عالمان حنفی به عثمانی
[264] طاش کوپریزاده، احمد مصطفی، الشقائق النعمانیه، ج1، ص248، بیرو
چرا پاورپوینت علوم نقلي در تبريز بهترین انتخاب برای ارائههای شماست؟
در دنیای رقابتی امروز، ارائهای جذاب و حرفهای میتواند تأثیر بزرگی در جلب توجه مخاطبان داشته باشد. فایل پاورپوینت علوم نقلي در تبريز با طراحی منظم، زیبا و استاندارد به شما کمک میکند تا محتوای خود را به شیوهای خیرهکننده و اثرگذار ارائه دهید. این فایل با جزئیات دقیق و ساختار حرفهای، ابزاری مطمئن برای موفقیت در ارائههای شماست.
ویژگیهای برتر فایل پاورپوینت علوم نقلي در تبريز:
- طراحی بینقص و خلاقانه: تمام جزئیات پاورپوینت علوم نقلي در تبريز با دقت طراحی شدهاند تا نیازهای ارائههای تخصصی شما را برآورده کند.
- ساختاری ساده و منظم: محتوا در پاورپوینت علوم نقلي در تبريز به گونهای سازماندهی شده که بهراحتی خوانده شود و مفاهیم به صورت شفاف انتقال یابد.
- جلوههای بصری منحصربهفرد: استفاده از رنگهای هماهنگ و گرافیکهای حرفهای، فایل پاورپوینت علوم نقلي در تبريز را از سایر فایلها متمایز میکند.
- کاربرد گسترده: پاورپوینت علوم نقلي در تبريز برای جلسات کاری، پروژههای علمی و حتی تدریس بسیار مناسب است.
- امکان ویرایش آسان: پاورپوینت علوم نقلي در تبريز به شما اجازه میدهد تغییرات دلخواه خود را با سرعت و سهولت اعمال کنید.
چطور با پاورپوینت علوم نقلي در تبريز بهترین نتیجه را کسب کنید؟
برای داشتن یک ارائه حرفهای و بدون نقص، کافی است پاورپوینت علوم نقلي در تبريز را دانلود کرده و به کار ببرید. این فایل آماده به شما امکان میدهد که تنها با چند کلیک ساده، اسلایدها را مطابق نیاز خود تغییر دهید و از طراحی حرفهای آن بهرهمند شوید.
انتخابی عالی برای همه کاربران:
فرقی نمیکند که دانشجو، مدرس یا متخصص باشید؛ پاورپوینت علوم نقلي در تبريز به شما کمک میکند تا محتوای خود را به شکلی ساده و حرفهای ارائه دهید. با صرفهجویی در زمان، کیفیت ارائه شما ارتقا مییابد و مخاطبان تحت تأثیر قرار میگیرند.
چرا به ما اعتماد کنید؟
پاورپوینت علوم نقلي در تبريز با توجه به نیازهای واقعی کاربران طراحی شده است. تیم ما با بررسی بازخوردها محصولی ارائه کرده که از نظر محتوا و طراحی بینقص است. ما تضمین میکنیم که فایل پاورپوینت علوم نقلي در تبريز شما را ناامید نخواهد کرد و در صورت نیاز، پشتیبانی کامل ارائه میدهیم.
همین حالا فایل پاورپوینت علوم نقلي در تبريز را دانلود کنید:
اگر به دنبال ارائهای متمایز، حرفهای و تأثیرگذار هستید، پاورپوینت علوم نقلي در تبريز همان چیزی است که نیاز دارید. فرصت را از دست ندهید و همین حالا آن را دریافت کنید تا یک تجربه خاص و فراموشنشدنی داشته باشید.
شماره پشتیبانی برای ارسال اس ام اس : 09054791747